{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part5

Part5
جونگکوک به سمت ا.ت قدم برداشت
تق...
تق...
تق...
چونه ی ا.ت رو با دستاش گرفت و پوزخند زد
و محکم ولش کرد
_ببین خانم کوچولو هر روز تو خونه ی من همین بساته پس هر روز مثل بگه ی دوساله رفتار نکن
+چ.چشم ا.ارباب
_خوبه...همه گمشید
تهیونگ با کلافگی و ناراحتی به قفس نایون نگاه کرد
♡یه فرصت دیگه بهش بده جونگکوک
_نه
♡یه فرصت
_گفتم نه (عربده)
♡ب.باشه آروم
_ببرش
&..........
_هوی مگه با تو نیستم دختره ی هرزه رو ببرش
&چ.چشم ارباب

ساعت 6 صبح به وقت کره.....

#بیدار شید بیدار شید
مگه با شما ها نیستم میگم بیدار شید

°ا.ت! ا.ت !پاشو کار داریم
+چ.چرا یاعت چنده واسه چی
°ا.ت ما اینجا نیستیم که تو سلول بشینیم باید کار کنیم
+این دختره کیه داره داد میزنه بیدار شید؟
°زیر خواب ارباب(خنده)البته به گفته ی خود ارباب خدمتکار شخصیش
#هوی مگه نمیگم بلند شید جنده هاس خابالو تا لنگ ظهر خوابید
+(خنده)
#چیه به من میخندی اون منم که باید به تو بخندم چون یک خدمتکاری یک برده
(اسم# آیلا )
ا.ت با قدم هاش اومد جلو
با هر قدم
آیلا عقب تر میرفت
+ببین خانوم خانوما به نظرم خدمتکار بهتر از اینه که زیر خوابی باشی و بدنت واسه خودت نباشه
آیلا با حرص داشت به ا.ت نگاه میکر که.....

https://wisgoon.com/v/4EZPEUP961
کامنت خوب ؟ یادتون باشه کامنت نگیره ادامه ی فیک رو نداریم
دیدگاه ها (۲)

دخترا، این پیام رو لطفاً کامل بخونید چون واقعاً آخرین باره ک...

Love in the dark⑥④زمان خواب) من داخل اتاق بودم داشتم روتین پ...

تو کی هستی پارت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط