{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سه☆پارتی

سه☆پارتی
p.1

بی توجه به سوزش روی گونش
با قدم های سریع و عصبی از خونه مادرش بیرون اومد
در حیاط رو باز کرد خواست بره که با صدای مادرش وایستاد :
_ا.ت ..ا.ت ؟ دخترم وایسا نرو

ا.ت با عصبانیت غرید:
_ولم کن مامان ...به اندازه کافی پسرات گند زدن توی عصابم

نفس عمیقی کشید و سعی کرد اروم باشه :
_دیگه نمیام اینجا ...امشب رو کوفتم کردید
مخصوصا پسرای گلت

مادر ا.ت از پله ها پایین اومد و به سمت دختر قدم برداشت
_ا.ت دخترم بیا بریم داخل ، باهم حرف بزنید ...اونا فقط عصبی شدن

ا.ت تکخندی کرد:
_مامان؟ حالت خوبه؟ اون جونگ هوی عو/ضی به من سیلی زد بعد تو میگی فقط عصبی شدن؟
ادم به خواهرش سیلی میزنه؟

برگشت تا بره اما مادرش دستش رو گرفت
ا.ت صداش کمی بالا رفت:
_مامان خواهش میکنم ولم کن

دستش رو از دست مادرش کشید بیرون
و رفت ....

مادر هوفی کشید و رفت داخل .
.
.
.
رمز در رو زد و وارد خونه شد

جونگکوک به سمتش اومد لبخندی زد:
_اومدی عزیزم ؟ غذا خوردی ؟ اگه گشنته ...

دختر پرید وسط حرفش و با همون لحن عصبیش لب زد:
_جونگکوک نه گشنمه نه حوصله دارم لطفا برو کنار

جونگکوک کمی شوکه شد
_ا.ت چیزی شده ؟

دختر بدون اینکه جواب جونگکوک رو بده به سمت اتاق حرکت کرد
جونگکوک رفت دنبالش و دستش رو گرفت :
_هی وایسا ببینم ... چیشدی تو چرا اینطوری میکنی ا.ت ؟

ادامه دارد ....
چطور بود؟
لایک و کامنتتتت یادتون نره☆
دیدگاه ها (۶۱)

سلام سلام چخبر؟ حالتون چطوره؟خب از اونجایی که من کلا دارم مس...

چندپارتی☆p.4با دیدن جونگکوک تعجب کرد با خودش گفت:_"اون اینجا...

چندپارتی:وقتی د**س**ت ب**ز**ن داشت و...pt³جونگ کوک روی مبل ن...

عشق یا نفرت؟ (تابع قوانین ویسگون)P⁴³(کره=ساعت 9:23 AM) جونگک...

تکپارتی جونگکوک <●ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط