{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در سکوت شب آنگاه که ستارگان نقرهکوب آسمان را میآرایند خیالی از دوردستها به ...

࣪ ָ 𖦹 ۪ ࣪ ִ ‌ ‌ ‌ ‌

در سکوت شب، آنگاه که ستارگان نقره‌کوب آسمان را می‌آرایند، خیالی از دوردست‌ها به سوی من پر می‌کشد. کنجکاوی‌ام چون نسیمی‌ست که در باغ اندیشه‌ها می‌وزد و عطر ناگفته‌ها را با خود می‌آورد. در این میان، نگاهی که در آینه پیدا می‌شود، رازی را زمزمه می‌کند؛ رازی که در پس لبخندی کمرنگ نهان گشته است. دل، این مهمان ناخوانده، به دنبال یافتن خویش در این بازی نور و سایه، آهی می‌کشد و در انتظار جوابی از جنس وهم، به افق خیره می‌ماند ‌.
دیدگاه ها (۰)

تینا ریچی | دل مزه | دتیز

نینا ریچی | اوسی توکیو ریونجرز

࣪ ָ 𖦹 ۪ ࣪ ִ ‌ ‌ ‌ ‌در کوچه‌پس‌کوچه‌ها...

࣪ ָ 𖦹 ۪ ࣪ ִ ای که چون خورشیدی، در شبِ تاریکِ جان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط