{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

طوفان زده بود کشتیِ ناخدا را

طوفان زده بود کشتیِ ناخدا را
صدای سنج می آمد از دور پیدا
مسافرِ به مقصد نرسیده ی دریا
غرق شد در چشمانِ یک شیدا

#سپیده_ش
#دوبیتی
#سین_مثل_سپید
#مسافر
دیدگاه ها (۵)

سلام دوستای عزیزمگفته بودین چرا پست نمیذارمچرا نیستمفدای مرا...

نفست انگاردَمِ مسیحاستزنده می کندمُرده ی پیر را...سپیده_ش#شع...

سفرتنها کنار ایستگاه لرستان ایستاده بودیک چمدان در دستشتعجب ...

یک...دو...سه...هرچی میرم بالاتر بیشتر و بزرگترقد غما و غصّه ...

پدرم دوستی داشت که بهش می گفتند ممد سرگردانمی گفتند آن قدیم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط