یاد روزهای دوردست خودم افتادم ولی همه این یادبود ها به طر

یاد روزهای دوردست خودم افتادم ولی همه این یادبود ها به طرز افسون‌ مانندی از من دور شده بود و آن یادگارها با هم زندگی مستقلی داشتند. درصورتی که من شاهد دور و بیچاره‌ای بیش نبودم و حس می‌کردم که میان من و آنها گرداب عمیقی کنده شده بود.
دیدگاه ها (۰)

درحالی که فکر می‌کردم دارم یاد می‌گیرم چطوری زندگی کنم،درواق...

مثل بوی خاک پس از بارانی ، همینقدر خاص و دلنشین"

به هر حال، هرچقدر هم که دوست داشته باشن یواش یواش نسبت بهت ب...

می‌ترسم عاشقت بشم و تو پشیمونم کنی،باور کن عزیزمهیچ توانی بر...

‌‌کامنت تهیونگ زیر نامه‌ی یه آرمی که سال ۲۰۲۲ پستش کرده بود💌...

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ¹⁰..داهی : برادرش بلافاصله مرد چ...

yek tarafe part : 11

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط