{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خسته‌ام...

خسته‌ام...
گاهی باید رفت...
باید نسخه فاصله گرفتن را برایِ خود پیچید...
باید از تمامِ بی‌مهری و بی‌انصافی‌های دنیا دور شد...
باید جوری رفت که هیچ‌کس نفهمد...
کاش جایِ ساکتی برایِ تبعید شدن بود...
این روزها، شعور و احساسم درد می‌کند،
هیچ جوره تابِ ماندنم نیست...
خسته‌ام از تمامِ دنیا...
از نقاب‌ها و موجوداتِ کوکی و آهنیِ این بازیِ تکراری...
از چشم‌هایِ بیدار و اندیشه‌هایِ خوابیده...
حالِ من خوب نیست...
می‌خوابم...
اگر خدا را این حوالی دیدید بیدارم کنید...
سرم برایِ مناظره با او بدجور درد می‌کند...
دیدگاه ها (۰)

#باران 🦋😁

ندارمت اما ...دوست داشتنت را عاشقم ...اینکه شبها با خیال خام...

من می‌خوام به جای تموم شبایی که کسی بهت شب بخیر نگفته، شباتو...

​خوب بودن، در این روزگار، به بهایِ سنگینی تمام می‌شود؛ به به...

افرادی که ذهن و فکرشان مشغول مشکلات گذشته؛ حرفها و واکنش های...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط