{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P52

P52
چند ثانیه فقط زل زده بود توی سینک.
از اینه به خودش نگاه می‌کرد.
دوباره سینک خونی شد.
از داخل کمد یک تست بارداری برداشت.
در انتظار جواب تست بود چشمانش بسته.
با دیدن تست لبخندی گوشه لبش شکل گرفت.
دستش روی شکمش گذاشت.
ولی ترسی حس کرد و دوباره به سینک نگاه کرد.
زیر لب زمزمه می‌کرد.
جیزل:نه…نه..کوچولوی مامان چیزیش نمیشه
گوشی رو برداشت از پله ها داشت بالا میرفت سرگیجه شدید گرفت.
سیاهی.
چشماش باز کرد چهیونگ لبخند زد.
چهیونگ:بیدار شدی
چهیونگ:بزار برم دکتر صدا بزنم
رفت دخترک تنها موند دستش روی شکمش گذاشت.
دکتر وارد شد.
~خانم کیم تبریک میگم شما ۱ هفته میشه که باردار هستید
جیزل:استفراغ خون عادیه؟
مکث کرد.
~نشانه سقط جنین نیست و بارداری شما احتمالا هنوز در وضعیت خوبی قرار داره نگران نباشید
دکتر از اتاق رفت بیرون چهیونگ نشست روی صندلی.
دست دختر گرفت.
چهیونگ:داری مامان میشی جیزل خیلی خوشحال شدم
از وقتی فهمید حامله اس غذا خوب میخورد.
بیشتر توی خونه وقتش میگذشت.
باید اوایل دوران بارداری شو استراحت می‌کرد و کمتر کار می‌کرد.

شرطا
لایک ۱۰
کامنت ۱۰
دیدگاه ها (۱۵)

P51چند ثانیه ساکت می‌مونه.به نقطه نامعلوم خیره شده و بعد نفس...

P50از گوشه چشمش اشک اومد.در باز کرد رفت بیرون.روی تخت نشست ه...

P30آنقدر نوشیدن که مست شده بودن.چهیونگ به هیونجین زنگ زده بو...

P10سئول مثل همیشه نورانی بود.هیونجین روی صندلی نشسته بود.داش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط