{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه‌شبایی تو زندگیِ آدمیزاد هست که بعد از ساعت‌ها فکر و خی

یه‌شبایی تو زندگیِ آدمیزاد هست که بعد از ساعت‌ها فکر و خیال، به خودش میاد و میبینه روحش، از اعماق وجود داره گریه میکنه، ولی از چشماش هیچ اشکی نمیاد.
دیدگاه ها (۰)

سراغ کلبه مارا کسی جز غم نمیگیرد خوشا روزی که غم هم گُم کند ...

ما را خراب و زیر و زِبر می‌کنی؛مکن

رویا مخدر واقعیت است

ای یار قسم خورده هنوز زنده که هستی؟

مانهوای : من تو این زندگی رئیس خانواده میشم 📇 خلاصه ی داست...

داستان

معرفی ات

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط