دارم به جای خالیت فکر میکنم که خودتم نمیتونی پرش کنی که
دارم به جای خالیت فکر میکنم، که خودتم نمیتونی پرش کنی، که گردنم و وسط کلاس ریاضی میگیره و راه نفسم و میبنده، که هرجا میرم جلوی چشممه، که فکر نکنم دیگه خدا هم بتونه پرش کنه.
دارم به جای خالیت فکر میکنم. که چقدر من و تهی کرده از انگیزه شناختن آدمهای دیگه، و چقدر من و زده کرده از مرور خاطراتم با تو، که نمیتونی جای خالی خودت و پر کنی.
دارم به جای خالیت فکر میکنم، و اینکه دیشب چقدر دلتنگ بودم، و اینکه دلتنگی شکل قطره اشک بین خواب و بیداریم شد. دارم به این فکر میکنم که حالا دیگه ازت خشمگین هم نیستم، فقط دلتنگم و خالی، خالی از معنای عشق و شورِ دوست داشتن کسی، خالی از توانِ به جون خریدنِ تنشهای رسیدن برای یک لحظه احساس شادی عمیق.
دارم به جای خالیت فکر میکنم عزیزم
به جای خالیت ...
دارم به جای خالیت فکر میکنم. که چقدر من و تهی کرده از انگیزه شناختن آدمهای دیگه، و چقدر من و زده کرده از مرور خاطراتم با تو، که نمیتونی جای خالی خودت و پر کنی.
دارم به جای خالیت فکر میکنم، و اینکه دیشب چقدر دلتنگ بودم، و اینکه دلتنگی شکل قطره اشک بین خواب و بیداریم شد. دارم به این فکر میکنم که حالا دیگه ازت خشمگین هم نیستم، فقط دلتنگم و خالی، خالی از معنای عشق و شورِ دوست داشتن کسی، خالی از توانِ به جون خریدنِ تنشهای رسیدن برای یک لحظه احساس شادی عمیق.
دارم به جای خالیت فکر میکنم عزیزم
به جای خالیت ...
- ۳۳۳
- ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط