آموختم که هیچ دارویی

آموختم که هیچ دارویی ،
نمیتواند همچون " اُمید "
آدمی را ایستاده نگه دارد !
آموختم که در همه حال
و همه وقت باید عشق ورزید
حتی در زمان خستگی ، بیماری و یاس .
آموختم که جنگیدن همیشگی برای نداشته ها...
چشم ها را به روی داشته هایمان می بندد
گاهی باید با خیالی آسوده زندگی کرد
رها از هر نبردی و شکستی . . .
آموختم که هیچ دارویی ،
نمیتواند همچون "امید"
آدمی را زنده نگه داشته باشد !
زندگی بیاورد ، عشق ببخشد . .
دیدگاه ها (۰)

همیشه، من اولین نفری هستم که صبح به صبح سراغشون رو می‌گیرم، ...

کیستی که من اینگونه به اعتماد نام خود را با تو میگویم؟ کلید...

(زخم‌های ناگشوده) حالا که مرا نداری، چه کسی پرده‌های غبارگرف...

ایران من، افسانه‌ای زنده میان خاک و خورشید❤️‍🔥ایران... همون...

***## پرده اول: سایه‌های فقر و زمزمه‌ی امید، در کوچه‌های تنگ...

امروز از زاویه‌ی دیگری می‌نویسم.قبلاً یه جایی نوشته بودم چقد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط