نگاه اول

نگاه اول💖🌔
پارت³⁷


دیانا، سلام



بابا دیانا، خبی عشقم


دیانا، اله بابا الان ارسلان میاد منو ببره ارایشگاه



بابا دیانا، باش منو مامانتم باید بریم



دیانا، باش
ارسلان امد بایی



دوتاشون، بای


دیانا، رفتم پایین
سلام



ارسلان، سلام فسقلی من سوار شو


دیانا، اععع باز گفت فسقلی



ارسلان، فسقلی فسقلی فسقلی فسقلی فسقلی فسقلی


دیانا، اعععع


ارسلان، باشش ببخشید بریم


دیانا، بریم


ــــــــــــــ¹⁰دیقه بعد ــــــــــــــــــ


دیانا، منو رسون خداحافظی کردیم من رفتم تو
دیدگاه ها (۳)

نگاه اول💖🌔پارت ³⁸خانوم ارایشگر، سلام عروس خانوم خوبی دیانا، ...

نگاه اول 💖🌔پارت³⁹خانوم ارایشگر، امد اقا اداما بفرما دیانا، م...

نگاه اول💖🌔پارت³⁶دیانا، سلامممممم عشقممم ارسلان، سلام زندگیم ...

نگاه اول💖🌔پارت³⁵دیانا، منو رسون خونه ارسلان، رسونمش خونه چیز...

رمان بغلی من پارت ۱۱۲و۱۱۳و۱۱۴دیانا: دستمو جلوی لبم گرفتم ارس...

من و ملاقات با BTSpart «2»سرخ شده بودم گفتم : شما کی هستید؟ ...

پارت ۵ گذشته و آینده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط