نگاه اول

نگاه اول💖🌔
پارت³⁵


دیانا، منو رسون خونه



ارسلان، رسونمش خونه
چیزی نمخوای کاری نداری؟




دیانا،نه عشقم
نمیای خونمون؟



ارسلان، نه کار دارم



دیانا،باش بای



ارسلان، میبینمت بای نفسم



دیانا، ارسلان رفت منم رفتم ط سلام اینها کردم لباس رو نشون دادم و رفتم ط اتاقم



ــــــــــــــــــــــ²ماه بعد ـــــــــــــــــــــــ


دیانا، امروز عروسمه خیلی خوشحالمم



ارسلان، بلاخرع روز عروسیی رسید
ی زنگ بزنم ب دیانا




دیانا، خوش حال بودم که ارسلان زنگ زد
دیدگاه ها (۰)

نگاه اول💖🌔پارت³⁶دیانا، سلامممممم عشقممم ارسلان، سلام زندگیم ...

نگاه اول💖🌔پارت³⁷دیانا، سلام بابا دیانا، خبی عشقم دیانا، اله ...

نگاه اول💖🌔پارت³⁴ارسلان، بفرما عروس خانوم دیانا، بانمکدوتاشون...

نگاه اول 💖🌔پارت³³دیانا، ن بابا فدا سرت چکار داشتی بابا دیان...

part:4وقتی مربی سگش شدی

پارت ۱ا،ت ویوا،ت: چشم رئیس ببخشیدیونگی : دفعه ی بعدی بیشتر د...

اولین مافیایی که منو بازی داد. پارت۲۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط