{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی بهانه سلام

بی بهانه سلام
از عزیزی پرسیدم خدای را چگونه میبینی
بر پیشانی ام بوسه ای زد وگفت خدا دیدنی نیست باید درکش کنی گفتم اش مرا چگونه میبینی با خنده گفت تو را در نقش خود در بوسه ای جاری ساخته ام این روشن دلان دنیای واقعی را بهتر از ما میبینند
دیدگاه ها (۳)

سلام

سلامامروز روز گر بر غیر بخوانی راز دوست ابلیس خیش تنی

سلامدر دست تقدیر یک تکه گوشت نذریبه ما بدهکاری روزگار

سلامشرمنده دست پاچگی هم شده برای مازندگی در روزگار

بازی خطرناکپارت : ۳۰ تاریکی تمام ساختمان را در خود فرو برد. ...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۵۶نمیتونستم مطمین بشم تهیونگ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط