{ماه خونی}
پارت:۱۷
ویو ۸شب:
+بابایی کدوم لباسم رو بپوشم؟
_اون یکی
+بشه من برم بپوشم
دینگ دینگ(چه سمیه😅)
اعضااومدن
_به به هیونگای عزیزمم
نامجون:نمک نریز کوک ات کجاست
_شاید بپرسید منی که چشم یکی تونم ندارم چرا دعوتتون کردم
تهیونگ:همین رو بگو کوک
+سلامممم
_عع اومدی
جیهوپ:پرنسس یک بغل نمی دی دلم تنگ شده
+چشمم
ات پرید بغل هوپی
نامجون:خوب چی شده هیونگ
_یکی تو مدرسه رو اتی دست بلند کرده
خودتون می دونید چی کار کنید دیگه
هوپی:اره ات زدنت چیزیت شده؟
+نه خوبم
_مشخصات اون زنیکه رو دادم به جیمین فردا کارو ردیف کنید
شوگا:مادر نزاییده کسی رو ات من دست بلند کنه(من از این عموها می خوام🤒)
_خوب بربم شام
+اره منم گشنمههه
جین:بریم بعدش فیلم ببینیم
+هوراااااا
رفتن شام بخورن
_ات بیا پیش من
+باشه
ات نشست رو پاهای کوک کوک هم غذا می داد بهش
وژو بعد شام:
+باب اسفنجی شروار مکعبی...
_اخه بچت ما بزرگیم بشینیم باب اسفنجی ببینیم؟
+اصلا نخواستم
هوپی:یااا کوک کرم داری؟
جین:می شینیم باب اسفنجی می بینیم
_اخه چرااااا
+نمی خواد بابای دوست نداره عمو برار فیلم(بغض سگی)
_یاااا چقدر لوس شدی
+اصلا من رفتم بخوابم
_باشه....
که ات رفت تو اتاقش
نامجون:روش فشار نیار
_هوفف برم بیارمش
^کوک یادت رفته پروییده نباید عصبیش کنی هااا
جین:پرویید؟
هوپی:چه جالب
هیچی دیگه کوک رفت منت کشی ات و ات رو اورد پایین
_فیلم......ببینیم؟
همه:اره
+یااا من خوراکی می خوامممم
_تو کمد هست برو بیار
+باشه
فیلم دیدن و ساعت ۱۲شب بود که اعضا رفتن خونه
(اعضا فردای اون شب اون زنیکه که ات رو زد ذو ۴۰۰تا شلاق زدن)
فلش بک به بعد پروییدی ات:..........
---------------------
پارت بعدی اسمات می باشد😁
این پارت رو رود گذاشتم برای چی؟ خانومی ۳۶تایی شده اسلاید ۲ می بینید
همین دیگه بایی
ویو ۸شب:
+بابایی کدوم لباسم رو بپوشم؟
_اون یکی
+بشه من برم بپوشم
دینگ دینگ(چه سمیه😅)
اعضااومدن
_به به هیونگای عزیزمم
نامجون:نمک نریز کوک ات کجاست
_شاید بپرسید منی که چشم یکی تونم ندارم چرا دعوتتون کردم
تهیونگ:همین رو بگو کوک
+سلامممم
_عع اومدی
جیهوپ:پرنسس یک بغل نمی دی دلم تنگ شده
+چشمم
ات پرید بغل هوپی
نامجون:خوب چی شده هیونگ
_یکی تو مدرسه رو اتی دست بلند کرده
خودتون می دونید چی کار کنید دیگه
هوپی:اره ات زدنت چیزیت شده؟
+نه خوبم
_مشخصات اون زنیکه رو دادم به جیمین فردا کارو ردیف کنید
شوگا:مادر نزاییده کسی رو ات من دست بلند کنه(من از این عموها می خوام🤒)
_خوب بربم شام
+اره منم گشنمههه
جین:بریم بعدش فیلم ببینیم
+هوراااااا
رفتن شام بخورن
_ات بیا پیش من
+باشه
ات نشست رو پاهای کوک کوک هم غذا می داد بهش
وژو بعد شام:
+باب اسفنجی شروار مکعبی...
_اخه بچت ما بزرگیم بشینیم باب اسفنجی ببینیم؟
+اصلا نخواستم
هوپی:یااا کوک کرم داری؟
جین:می شینیم باب اسفنجی می بینیم
_اخه چرااااا
+نمی خواد بابای دوست نداره عمو برار فیلم(بغض سگی)
_یاااا چقدر لوس شدی
+اصلا من رفتم بخوابم
_باشه....
که ات رفت تو اتاقش
نامجون:روش فشار نیار
_هوفف برم بیارمش
^کوک یادت رفته پروییده نباید عصبیش کنی هااا
جین:پرویید؟
هوپی:چه جالب
هیچی دیگه کوک رفت منت کشی ات و ات رو اورد پایین
_فیلم......ببینیم؟
همه:اره
+یااا من خوراکی می خوامممم
_تو کمد هست برو بیار
+باشه
فیلم دیدن و ساعت ۱۲شب بود که اعضا رفتن خونه
(اعضا فردای اون شب اون زنیکه که ات رو زد ذو ۴۰۰تا شلاق زدن)
فلش بک به بعد پروییدی ات:..........
---------------------
پارت بعدی اسمات می باشد😁
این پارت رو رود گذاشتم برای چی؟ خانومی ۳۶تایی شده اسلاید ۲ می بینید
همین دیگه بایی
- ۲۵۱
- ۱۳ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط