{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Nameالماس کوچولو

Name💎:الماس کوچولو
Tag: #الماس_کوچولو
Part:...

صدای تق تق و دستی پر از خرید توجه هر کسب را به خود جذب میکرد.
دخترک با اعتماد به نفس در حال خرید کردن بود او صاحب یک باند بزرگ مافیایی بود که همه او را به نا مکله برفی میشناختند.او یک ادم عادی بود ولی نه در دنیای زیرین مافیا ها.
او همیه صورت خود و چشم هایش را با استفاده از مو های چتری اش میپوشاند ولی چشم های گربه ای و پوست سفید بلورینش از زیر این همه مخفی کاری هم مشخص بود میشود گفت زیبایی که او دارد انگشت شمار میتوانستی بین مردم پیدا کنی.......
او عاشق کشت و کشتار بود این تفریح اش بود!
او شکسته ولی با اعتماد بنفس بود ولی هیچوقت حتی فکرش را هم نمیکرد که روزی کاملا خورد شود آن هم توسط یک مرد!مسخرست او از مرد ها متنفر بود ولی سرنوشت به نظر او حتی کوچک ترسن اهمیتی نمیداد......
ان مرد کسی نبود جز جئون جونگکوک جوان ترین مافیا که بسیار باند قدرتمندی داشت.موهای تقریبا بلند پیرسینگ تتو و مهم ترین ویژگی ان چشمانش بود! چشمانی مانند اقیانوس بی انتها و مانند کهکشان کشنده که هرگز کسی جرعت نمیکند حتی در چشمان او نگاه کند.
پسرک داستان از زن ها را دوست نداشت شاید چون زن سالمی در اطراف اش نبود. او اعتقاد داشت که همه ی زن ها فاhشه ای بیش نیستند ولی چه شد که پسرک تصمیم گرفت ببیند پشت آن ماسک کوفتی دخترک چیست؟
چه شد که اینطور در زیبایی پنهان شده ی دخترک غرق شد؟
چطور شد که میگفت:ان دختر فقط ان دختر من او را میخواهم نه هیچ زن دیگه ای را!
دیدگاه ها (۰)

Name💎:الماس کوچولوTag: #الماس_کوچولوPart:1یک دست کت و شلوار ...

Name💎:الماس کوچولوTag: #الماس_کوچولوPart:2بعد از پوشیدن یک ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط