{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کوچولوی حسودم!

کوچولوی حسودم!
P:1
جلوی آینه داشتم خودم رو برای آخرین بار چک میکردم قرار بود با همسر اجباریم برم یه مهمونی حالا مثلا خیلی ازش خوشم میاد که می‌خوام باهاش برم ولی از حق نگذریم خیلی دافه ، تو همین فکرا بودم که در اتاقم خورد
متیو:«اماده ایی؟»
لونا:«اره آمادم»
متیو:«پایین منتظرم»
سریع پالتوم رو برداشتم و روی لباس مشکیه جذب کوتاهم که دکلته بود و کمرش باز بود انداختم موهای بازم رو دوباره مرتب کردم و کیفم رو برداشتم و از خونه زدم بیرون وقتی سوار BMW مشکیش شدم
*مهمونی*
وقتی وارد شدیم دم در کت مون رو آزمون گرفتم وقتی کتم رو در آوردن متوجه نگاهای بقیه شدم ولی خوب نگاه خیره متیو بود که توجه هم رو جلب کرد وقتی وارد مهمونی شدیم دستم رو دور بازوش حلقه کردم خداییش چه بازو هایی داره(😫🤌🏻)
نزدیک یک میز شدیم رو نشستیم با همه سلام علیک کردیم یکم بعدش با یکی از پسر های اونجا تونستم یکم گرم بگیرم نگاه های سنگین متیو رو حس میکردم
در حال حرف زدن با پسره بودم یهو دستی روی رون پام نشست لرزه خفیفی تو تنم افتاد برگشتم سمتش که دیدم متیوئه سمتم خم شد و در گوشم با همون صدای بمش که حالا از اعصبانیت انگار بم تر شده و سرش رو نزدیک گوشم آورد
متیو:
«به پسره میگی گورش رو گم کنه یا خودم بگم؟»
لونا:
«نمیگم مثلا میخوای چیکار کنی؟»
فشار دستش روی پاهام بیشتر شد
«فکر نکنم خوشت بیاد ها!»
پوزخندی زد و منم بی توجه به حرفش دوباره شروع کردم با پسره صحبت کردن بعد یکم متیو بلند شد و دست منم گرفت و برد سمت یکی از اتاق های اونجا منو داخل اتاق هل داد و خودش وارد شد و درو بست اومد سمتم منم عقب میرفتم تا آخرش به دیوار برخوردم نزدیکم شد یکی از دستاش رو گذاشت روی دیوار کنار سرم و صورتش رو نزدیک صورتم آورد و با اونیکی دستش چونم رو بالا آورد و نگاهش رو بین اجزای صورتم چرخاند
«که حرف های منو نادیده میگی ، به حساب اون پسره هم میرسم اما اول خانم کوچولوی سرتقم رو باید ادب کنم »
گیج بهش خیره شده بودم قلب بی جنبه ام داشت تند میزد تو همین افکار بودم که یهو لباش رو روی لبام گذاشت و خشن بوسید دستی که زیر چونم بود رو گذاشت روی کمرم منم ناخودآگاه همراهی کردم و دستم رو دور گردنش گذاشتم (دیگه از مغز منحرفتون استفاده کنید)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ریدم بدم ریدمممممممم میخواید میتونید جای متیو یکی دیگه که اخلاقش بخوره بزارید ، این چند پارتی به دلیل افتضاح بودن قرار است پاک شود
با کمبود عکس مواجه شدم 😫😂
دیدگاه ها (۳)

بچه دیشب از بیکاری یک پارت از یه نمی‌دونم دو پارتی نوشتم از ...

۲۰ تا دیگه تا ۳۰۰ تایییییییی💘✨

#قمار_سرنوشت پارت¹⁸و موهاش رو نوازش کردم که چشماش رو باز کرد...

چند پارتی از متیو ریدل ~درخواستی~

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط