my snow ❄
my snow ❄
#my_snow
PT24
ویو هویج:
زمان...همیشه راه خودشو میره. فرقی هم نداره کسی منتظر باشه یا نه. روزا یکییکی میگذرن...بهار جاشو به تابستون میده...و تقویم، آروم میرسه به یه روز خاص.بیستوششم جولای. روز تولد ات.
ویو ات:
چشمامو آروم باز میکنم. نور آفتاب از پنجره افتاده روی زمین. یه لبخند کوچیک میزنم.
=تولدم مبارک...
یوکی انگار بیشتر از همیشه دورم میچرخه. خم میشم و سرشو نوازش میکنم.
=تو هم تولدمو یادته؟
روز مثل همیشه میگذره. چوب جمع میکنم...به گلها آب میدم و غذا درست میکنم...تا اینکه نزدیک غروب، صدای چند ضربه آروم به در میاد.تق تق تق...
اخمامو توی هم میکشم.کی ممکنه این موقع اینجا باشه؟در رو باز میکنم. هیچکس نیست. فقط یه جعبهی چوبی کوچیک روی پلههاست. با تعجب برش میدارم.
روی درِ جعبه، با خطی مرتب نوشته شده:
«برای سنجاب.»
نفسم برای چند ثانیه بند میاد. آروم درِ جعبه رو باز میکنم.داخلش...یه گردنبند نقرهای با آویز گل ادلوایسه.
گل کوچیکی که بین برفها رشد میکنه...کنارش هم یه پاکت نامه. دستام ناخودآگاه میلرزن. مهر پاکت رو باز میکنم.
نامه:
سلام ات.اول از همه...تولدت مبارک.ببخشید ولی بلد نیستم زیاد احساسی حرف بزنم.
امروز یکی از مهمترین روزهای ساله. دلم نمیخواست بدون اینکه یه تبریک بهت بگم، از کنارش رد بشم.
راستش دوست داشتم خودم هدیه رو بهت بدم، ولی به خاطر مسائل امنیتی، فعلاً این تنها کاریه که از دستم برمیاد. امیدوارم از هدیهت خوشت بیاد. این گل، ادلوایسه...میگن بین برفها رشد میکنه و تا آخر دوام میاره. وقتی دیدمش، بیاختیار یاد زمستون افتادم.
از صمیم قلب برات آرزو میکنم اونقدر بخندی که از خنده نتونی نفس بکشی...به همهی آرزوهات برسی...
و یه روز، کسی رو پیدا کنی که واقعاً لایق قلب مهربونت باشه.ممنونم...برای اون چند ماهی که کنار هم گذروندیم. امیدوارم هرجا هستی، همیشه حالت خوب باشه.و...مثل همیشه از یوکی خوب مراقبت کن.
تولدت دوباره مبارک خانوم سنجابه
دوستدار تو...
لجبازترین مرد دنیا.
...
ویو ات:
تا آخر نامه رو میخونم. یه لبخند آروم روی لبم میشینه.
=احمق...
هنوزم همون لجباز همیشگیای. گردنبند رو از جعبه برمیدارم. نور خورشید روی آویز نقرهایش میفته.آروم دور گردنم میندازمش.برای چند لحظه...بیاختیار به بیرون خیره میشم.
=ممنونم... کوک.
ویو هویج:
گاهی...بزرگترین هدیه، یه تیکه طلا یا نقره نیست.
اینکه بعد از ماهها دوری...هنوز یه نفر، تاریخ تولدت رو یادش مونده...خودش، یه دنیا ارزش داره.
اما...نه ات خبر داره...نه کوک...که این اخرین روز اروم زندگیشونه و سرنوشت...داره درست پشت در انتظارشون میکشه.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اینم از این پارتتتت🎀
برای اخر ویدیو دوست داشتم اونو بزارم تو چیکار داری 😔
شرایط 🦭
لایک:۱۵
کامنت: ۵٠
بازنشر(ری پست): ۵
.
.
.
.
🥕#فندوم_هویجی
🥕#هویج_خانم
🥕#مامی_و_هویجاش
🥕#هویج
🥕#ملکه_هویجی
🥕 #قلم_هویجی
🥕 #دنیای_هویجی
🥕 #هویجستان
🥕 #دفتر_هویجی
🥕 #هویج_و_قصه_هاش
🥕 #ارتش_هویجی
#معروف_پرست_نباشیم
#بی_تی_اس
#فیک_نویس
#فیک
#فیک_بی_تی_اس
#فیک_تهیونگ
#فیک_جونگ_کوک
#فیک_جیمین
#فیک_جین
#فیک_نامجون
#فیک_شوگا
#فیک_جیهوپ
#فیک_نامجین
#فیک_مافیایی
#فیک_تهکوک
#فیک_یونمین
#فیک_استریت
#فیک_ته
#فیک_کوک
#فیک_یونگی
#بی_تی_اس
#بنگتن
#آرمی
#کیپاپ
#فن_فیکشن
#سناریو_بی_تی_اس
#فانتزی
#my_snow
PT24
ویو هویج:
زمان...همیشه راه خودشو میره. فرقی هم نداره کسی منتظر باشه یا نه. روزا یکییکی میگذرن...بهار جاشو به تابستون میده...و تقویم، آروم میرسه به یه روز خاص.بیستوششم جولای. روز تولد ات.
ویو ات:
چشمامو آروم باز میکنم. نور آفتاب از پنجره افتاده روی زمین. یه لبخند کوچیک میزنم.
=تولدم مبارک...
یوکی انگار بیشتر از همیشه دورم میچرخه. خم میشم و سرشو نوازش میکنم.
=تو هم تولدمو یادته؟
روز مثل همیشه میگذره. چوب جمع میکنم...به گلها آب میدم و غذا درست میکنم...تا اینکه نزدیک غروب، صدای چند ضربه آروم به در میاد.تق تق تق...
اخمامو توی هم میکشم.کی ممکنه این موقع اینجا باشه؟در رو باز میکنم. هیچکس نیست. فقط یه جعبهی چوبی کوچیک روی پلههاست. با تعجب برش میدارم.
روی درِ جعبه، با خطی مرتب نوشته شده:
«برای سنجاب.»
نفسم برای چند ثانیه بند میاد. آروم درِ جعبه رو باز میکنم.داخلش...یه گردنبند نقرهای با آویز گل ادلوایسه.
گل کوچیکی که بین برفها رشد میکنه...کنارش هم یه پاکت نامه. دستام ناخودآگاه میلرزن. مهر پاکت رو باز میکنم.
نامه:
سلام ات.اول از همه...تولدت مبارک.ببخشید ولی بلد نیستم زیاد احساسی حرف بزنم.
امروز یکی از مهمترین روزهای ساله. دلم نمیخواست بدون اینکه یه تبریک بهت بگم، از کنارش رد بشم.
راستش دوست داشتم خودم هدیه رو بهت بدم، ولی به خاطر مسائل امنیتی، فعلاً این تنها کاریه که از دستم برمیاد. امیدوارم از هدیهت خوشت بیاد. این گل، ادلوایسه...میگن بین برفها رشد میکنه و تا آخر دوام میاره. وقتی دیدمش، بیاختیار یاد زمستون افتادم.
از صمیم قلب برات آرزو میکنم اونقدر بخندی که از خنده نتونی نفس بکشی...به همهی آرزوهات برسی...
و یه روز، کسی رو پیدا کنی که واقعاً لایق قلب مهربونت باشه.ممنونم...برای اون چند ماهی که کنار هم گذروندیم. امیدوارم هرجا هستی، همیشه حالت خوب باشه.و...مثل همیشه از یوکی خوب مراقبت کن.
تولدت دوباره مبارک خانوم سنجابه
دوستدار تو...
لجبازترین مرد دنیا.
...
ویو ات:
تا آخر نامه رو میخونم. یه لبخند آروم روی لبم میشینه.
=احمق...
هنوزم همون لجباز همیشگیای. گردنبند رو از جعبه برمیدارم. نور خورشید روی آویز نقرهایش میفته.آروم دور گردنم میندازمش.برای چند لحظه...بیاختیار به بیرون خیره میشم.
=ممنونم... کوک.
ویو هویج:
گاهی...بزرگترین هدیه، یه تیکه طلا یا نقره نیست.
اینکه بعد از ماهها دوری...هنوز یه نفر، تاریخ تولدت رو یادش مونده...خودش، یه دنیا ارزش داره.
اما...نه ات خبر داره...نه کوک...که این اخرین روز اروم زندگیشونه و سرنوشت...داره درست پشت در انتظارشون میکشه.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اینم از این پارتتتت🎀
برای اخر ویدیو دوست داشتم اونو بزارم تو چیکار داری 😔
شرایط 🦭
لایک:۱۵
کامنت: ۵٠
بازنشر(ری پست): ۵
.
.
.
.
🥕#فندوم_هویجی
🥕#هویج_خانم
🥕#مامی_و_هویجاش
🥕#هویج
🥕#ملکه_هویجی
🥕 #قلم_هویجی
🥕 #دنیای_هویجی
🥕 #هویجستان
🥕 #دفتر_هویجی
🥕 #هویج_و_قصه_هاش
🥕 #ارتش_هویجی
#معروف_پرست_نباشیم
#بی_تی_اس
#فیک_نویس
#فیک
#فیک_بی_تی_اس
#فیک_تهیونگ
#فیک_جونگ_کوک
#فیک_جیمین
#فیک_جین
#فیک_نامجون
#فیک_شوگا
#فیک_جیهوپ
#فیک_نامجین
#فیک_مافیایی
#فیک_تهکوک
#فیک_یونمین
#فیک_استریت
#فیک_ته
#فیک_کوک
#فیک_یونگی
#بی_تی_اس
#بنگتن
#آرمی
#کیپاپ
#فن_فیکشن
#سناریو_بی_تی_اس
#فانتزی
- ۳.۸k
- ۳۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط