{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

my snow ❄

my snow ❄
#my_snow
PT22
ویو کوک:
سه هفته گذشته بود...همه چیز دوباره به روال قبل برگشته بود.جلسه‌های طولانی... قراردادها... خون... خیانت...همون دنیایی که سال‌ها توش زندگی کرده بودم.اما انگار دیگه بهش تعلق نداشتم.
~رئیس؟
صدام زد.هیچ جوابی ندادم.
~رئیس جئون؟
سرم رو بلند کردم.همه به من خیره شده بودن.آروم گفتم:
_ادامه بدین.
یکی از افراد پرونده رو جلو گذاشت.شروع کرد درباره‌ی محموله‌ی جدید توضیح دادن، ولی هیچ کلمه‌ای وارد ذهنم نمیشد.چشمم به پنجره افتاد.
بارون آروم روی شیشه می‌خورد.نه...اون برف نبود.
جلسه تموم شد.همه یکی‌یکی از اتاق بیرون رفتن.
فقط من موندم.روی صندلی تکیه دادم و چشمامو بستم.بی‌اختیار لبخند کوچیکی روی لبم نشست.
_الان اگه اونجا بودی...حتماً دوباره غر میزدی که زیادی کار میکنم.
چند ساعت بعد...جلوی آینه ایستاده بودم.موهای مشکیم هنوز مثل همیشه مرتب بودن.اما هرچی بیشتر نگاشون میکردم...بیشتر یاد برف میفتادم.یاد یه کلبه‌ی کوچیک...یه گرگ سفید...و یه سنجاب شیطون.آروم به آرایشگر گفتم:
_خاکستریشون کن.
مرد با تعجب نگام کرد.
~مطمئنین آقا؟
لبخند خیلی کمرنگی زدم.
_آره...دلم میخواد هر روز زمستونو ببینم.
چند ساعت بعد...دوباره جلوی آینه ایستادم.موهای خاکستری، چهره‌م رو سردتر از قبل نشون میداد.ولی خودم میدونستم...دلیل این تغییر فقط یه نفر بود.
"بعضی آدم‌ها از زندگیت میرن... اما رد قدم‌هاشون، تا مدت‌ها روی برفِ قلبت باقی می‌مونه."
ویو ات:
صبح زود از خواب بیدار شدم.این بار...فقط یه لیوان از کابینت برداشتم.چند ثانیه نگاهم روی جای خالی لیوان دوم موند.بعد آروم لبخند زدم.
_آفرین ات...
داری عادت میکنی.چای رو روی میز گذاشتم.یوکی مثل همیشه کنار در منتظرم بود.شنلم رو پوشیدم و باهم از کلبه بیرون زدیم.برف زیر پامون آروم صدا میداد.سبد هیزم رو برداشتم.این بار...تنهایی.دیگه موقع بلند کردن هیزما منتظر صدای غر زدن کوک نبودم.دیگه پشت سرم رو نگاه نمیکردم...که ببینم داره یواشکی یه تیکه چوب بزرگ‌تر از مال من برمیداره یا نه.فقط...گاهی دلم براش تنگ میشد همین.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
باه باهههه پارت ژدیددد🧊❄
شرایط: 🦭
لایک: ۲۵
کامنت: ۱٠٠
بازنشر: ۵
بهتره همتون کامنت بزارین وگرنه پارت نمیزارم برای تنبیه🎀
تولد کسی نیست؟ خودم که مردادیم تیر نداریم؟ تولد کسی باشه در اینده یا امروز بگین من تبریک میگم 🙃🥕
.
.
.
.
🥕#فندوم_هویجی
🥕#هویج_خانم
🥕#مامی_و_هویجاش
🥕#هویج
🥕#ملکه_هویجی
🥕 #قلم_هویجی
🥕 #دنیای_هویجی
🥕 #هویجستان
🥕 #دفتر_هویجی
🥕 #هویج_و_قصه_هاش
🥕 #ارتش_هویجی
#معروف_پرست_نباشیم
#بی_تی_اس
#فیک_نویس
#فیک
#فیک_بی_تی_اس
#فیک_تهیونگ
#فیک_جونگ_کوک
#فیک_جیمین
#فیک_جین
#فیک_نامجون
#فیک_شوگا
#فیک_جیهوپ
#فیک_نامجین
#فیک_مافیایی
#فیک_تهکوک
#فیک_یونمین
#فیک_استریت
#فیک_ته
#فیک_کوک
#فیک_یونگی
#بی_تی_اس
#بنگتن
#آرمی
#کیپاپ
#فن_فیکشن
#سناریو_بی_تی_اس
#فانتزی
دیدگاه ها (۳۸)

پرنسسمون فالوشه🎀@paa.jeon

فالوشه؟ @dreamer.n

my snow ❄#my_snowPT 16ویو ات:تو این هوا چی میچسبید؟ افرین سو...

my snow ❄#my_snowPT21ویو کوک:ماشین از جاده‌ی برفی خارج شد و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط