{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

علقمه موج شد، عکسِ قمرش ریخت به هم

علقمه موج شد، عکسِ قمرش ریخت به هم
دستش افتاد زمین، بال و پرش ریخت به هم
تا که از گیسویِ او لختۀ خون ریخت به مشک
گیـسویِ دختـرکِ منتـظرش، ریخت به هم..


#تاسوعا
#قمر_بنی_هاشم
#دلنوشته_های_ناب_گل_یاس
#بانوی_احساس
#ویسگون
دیدگاه ها (۰)

حضرت آدم (ع) زمانی که به زمین هبوط کرد ، انوار پنج‌ تن آل‌ ع...

وقتِ بدحالیِ ما فاصله را حفظ بکنتا نگیرد به پَرَت آتشِ دلتنگ...

دیشب سرِ نِی فقط سرت را دیدم آغوشِ تورا چه کار کردند عمو...؟...

در کلاسِ عاشقی عباس غوغا می کنددر دلِ هر عاشقی عباس مأوا می ...

در کربلاوفاداری را به نامِ عباس نوشتند…چه آب را برسانی چه تش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط