من هیچوقت نتونستم خانواده ام رو در جریان مشکلات زندگیم قر
من هیچوقت نتونستم خانواده ام رو در جریان مشکلات زندگیم قرار بدم...
چون کاری از دستشون بر نمیاد.
و بدتر از اون مدل همدردی کردنشون هم استرس دادنه...
بعد الان اینجوری شده که،
چون در جریان مشکلاتم نیستن فکر میکنن همه چیز عالیه در صورتیکه توان ذهنیه من برای هیچ دردو ناراحتی و درامای بیشتر آماده نیست!
حتی این روهم نمیتونم بهشون بگم...
اینکه پشت نقاب بزرگسالیمون کودکی است نیازمند عاطفه،گذشت،عشق و هم ترسیده از تنهایی،هم رابطه....
چون کاری از دستشون بر نمیاد.
و بدتر از اون مدل همدردی کردنشون هم استرس دادنه...
بعد الان اینجوری شده که،
چون در جریان مشکلاتم نیستن فکر میکنن همه چیز عالیه در صورتیکه توان ذهنیه من برای هیچ دردو ناراحتی و درامای بیشتر آماده نیست!
حتی این روهم نمیتونم بهشون بگم...
اینکه پشت نقاب بزرگسالیمون کودکی است نیازمند عاطفه،گذشت،عشق و هم ترسیده از تنهایی،هم رابطه....
- ۳.۱k
- ۰۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط