{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🧡🍂

🧡🍂




تنها #تو می فهمی ام
تویی که #لمس ِ دستانت را ندارم
اما
مثل #جان در منی
عمیق‌ ماندگار
به کدام #کوچه
خودم را برسانم
کدام #شهر
خیابان
که تو در انتهای #روشن آن ایستاده باشی
و مرا
به نام #کوچکم بخوانی...🎶📺


🌈🦋((نفس موسوی))🌈🦋






#عشقولوژی

نگاشــــــته شده در:۱۴۰۲/۸/۲۲. ۹:۲۴


💌👒 ⌈ #مستاجرِخدا
دیدگاه ها (۴۱)

🧡🍂#حیف است هوای #پاییزی هدر شودبیا #دست‌هایت را به من بده، ت...

🧡🍂این روزها بدجور هوایِ یک #جایِ‌دنج به سرم زده .جایی شبیهِ ...

🧡🍂از هیچ کس #گلایه ندارم که شهر را#زیبایی ِ تو این همه دیوان...

🧡🍂از #تو ک می گویمتمام لحظه ها به احترامیادت#سکوت می کنندشعر...

^فیک جونگکوک^(پارت۴۳)

رمان زیر نور خاموش سئول... ---شب.. هوای شب سرد بود. خیابان خ...

داستان کوتاه: گیرنده ندارد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط