{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🧡🍂

🧡🍂




تنها #تو می فهمی ام
تویی که #لمس ِ دستانت را ندارم
اما
مثل #جان در منی
عمیق‌ ماندگار
به کدام #کوچه
خودم را برسانم
کدام #شهر
خیابان
که تو در انتهای #روشن آن ایستاده باشی
و مرا
به نام #کوچکم بخوانی...🎶📺


🌈🦋((نفس موسوی))🌈🦋






#عشقولوژی

نگاشــــــته شده در:۱۴۰۲/۸/۲۲. ۹:۲۴


💌👒 ⌈ #مستاجرِخدا⌋
دیدگاه ها (۴۱)

💞 یک ساعت 🕐 با تو را... 🖐💕 به میلیون ها ساعت 📉📈 بی تو ❌🚫 ترج...

عاشقانه های شبنم

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

دوستتـ دارمـ، مثل درختی که باران را. بی‌نیاز از دلیل، بی‌انت...

عکس ملکه خوب ها.باهوش مصنوعی کاشته ایم نهال صبر اندر دل

🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت سی‌ونــهم 𓆪 🖤🥀صدای مرد در تاریکی پیچید.ـ «با...

پارت: 22 (بخش2) **زاویه دید: زین**تایلر سعی کرد خودش رو از چ...

پارت چهارم: بازگشت به نقطه‌ی صفرپله‌های مارپیچ و سنگی برج سا...

چند پارتیپارت۳ا.ت به سرعت درِ شیشه‌ایِ سوپرمارکت را قفل کرد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط