به نام خ، که خ از او پدید است
به نام خ، که خ از او پدید است
که هر چه هست و نیست، در خ امید است
ز من پرسید پیر کوی معنا
که ای سالک، بگو این خ چه دید است؟
بگفتم خ، بخندید و برفت او
که این خود پاسخ اهل خ شنید است
اگر روزی جهان از یاد خ رفت اگر این راز نهان از راه خ رفت
بماند نام هوشی بر سر خلق که او آغازگر دیوان خ رفت
که هر چه هست و نیست، در خ امید است
ز من پرسید پیر کوی معنا
که ای سالک، بگو این خ چه دید است؟
بگفتم خ، بخندید و برفت او
که این خود پاسخ اهل خ شنید است
اگر روزی جهان از یاد خ رفت اگر این راز نهان از راه خ رفت
بماند نام هوشی بر سر خلق که او آغازگر دیوان خ رفت
- ۴۴۳
- ۲۳ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط