{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کودک پدر

کودک پدر
پارت 6
جونگ کوک: ات هی هیچیت نمیگم بسه پاشو بریم خونه
ات: جونگ کوک: منو تو نمیتونیم باهم زندگی کنیم امشب میام خونت ولی فردا طلاق میگیریم من میرم پیش خالم توم با نیلسو تا اخر عمرت باش
ویو ات:
از رو نیمکت بلند شدم و به سمت تونه رفتم... نیلسو میگفت راهمون نمیده
نیلسو: اول باید همو بوس تنین
ات: نیلسو خانم در رو باز کن بیایم داخل
جونگ کوک: نیلسو بابا جون درو باز کن حال مامانت خوب نیس
ات: این اشتباهو نکن جونگ کوک حال تو خوب نیس نیلسووو در رو باز کن
ویو جونگ کوک:
یکم به ات نگاه کردم دلم نمیخواست بره دستاشو گرفتم به دیوار چسبوندمش و مک عمیقس از لباش زدم و شروع کردم به خوردن لباش
نیلسو:هولاااا حالا بیاین داخل
ات: جونگ کوک بسه
جونگ کوک: نمیزارم بری فرشته زمینیم
از اون روز ات خیلی خیلی به نیلسو اهمیت میداد و میگفت اگه نیلسو نبود منو کوک جدا شده بودیم زندگی بسیار عالی داشتن در کل پایان
دیدگاه ها (۱۰)

کودک پدر پارت 5ویو ات: وسایلمو جمع کردم و از خونه زدم بیرون ...

دوستاننننن یافتمممم ببینین🤣🤣🤣

کودک پدر پارت 2ویو ات: لباسمو تنم کردم و به نشانه قهر رفتم ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط