{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ديگر دست خودم نيست

ديگر دست خودم نيست
شب ها،
بعد از يك ساعتى
چشم هايم بارانى ميشوند
دست هايم ميلرزند
و نگاهم خيره ميشود به
لبخندت در عكس ها
و ساعت ها منتظر مينشينم
براى يك خبر از تو
دیدگاه ها (۰)

پارت ۳۷در وسط جنگ، تهیونگ من را ربود.چشم‌هایم را باز کردم و ...

شاید بیایی...اما نه از آن راهی که چشم‌هایم هر شب به انتظارش ...

نماد مرگ پارت شیشم

دلم یک فقره دیوانه می‌خواهدکه بیاید و با هم برویم سراغ تمامد...

یـک جـایـی خـونـدم ارنـسـت هـمـیـنـگـوی زمـانـی کـهـ مـشـغـو...

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³¹ (Final)ویو لیلی ___هم...

سلام برای استخدام ادمین نیاز مندیم فقط تا شب وقت دارید چون ظ...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

کاری با دلم کردن😭 که دیگر برای هیچ کس.‌برای هیچ چیز اصرار نم...

آن شب، برای اولین بار سوار ماشین مایکی شدم.داخل ماشین سکوت ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط