{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"صحنه ای که از همون بچگی تا به الان داخل ذهنِ من موند و م

"صحنه ای که از همون بچگی تا به الان داخل ذهنِ من موند و من هیچوقت نتونستم فراموشش کنم..هتل ترانسیلوانیای 1 همیشه از همون بچگی برای من خیلی خیلی خاص و متفاوت بود و خب الان میفهمم چقدر با زندگیِ من شباهت داشته!اما خب در رابطه با این صحنه ها...از همون بچگی تنها صحنه هایی که هیچوقت نتونستم از هتل ترانسیلوانیا فراموششون کنم دقیقا همینا بودن؛به خصوص اون صحنه افتادن دستِ مارتا روی زمین که همیشه در ذهن من موند و موند...همیشه از همون بچگی دلم نمیخواست لولوخان بره و با یکی دیگه ازدواج کنه و حقیقتا وقتی این کارو کرد احساس کردم به عشق مارتا خیلی خیلی بدی کرده..میدونید اون همیشه میگفت:من عاشق مارتا میمونم اما وقتی رفت با یکی دیگه کلا نظرم راجبش عوض شد..همیشه دلم میخواست پای عشقش به مارتا بمونه اما خب انگار نتونست؛ولی جدا از اون هم لولوخان هیچوقت نمیتونه اریکا رو به اندازه مارتا دوست داشته باشه چون هرچی باشه مارتا اولین و آخرین عشقش بود!و اریکا برای اون به قول معروف همون «کراش زدنه...» ولی همیشه ام برام سوال بود اگه مارتا هیچوقت نمرده باشه و یهو برگرده لولوخان بازم میره باهاش زندگی کنه یا نه؟هرچی ام باشه اون عشق و علاقه اولیه شاید کمرنگ و کمرنگ تر بشه ولی هیچوقت از ذهن پاک نمیشه...🌙🌑🍷🎬

-𝐀𝐜𝐭𝐨𝐫 𝐀𝐫𝐢𝐲𝐚𝐧𝐚>>>>>🎬🍷
        ★            ★            ★            ★
دیدگاه ها (۱)

"قربون میرم اون خدارو،خداروکه منو عاشقِ تو کرد!:))🎬🕰✨🛐-𝐀𝐜𝐭𝐨𝐫...

سلاحی برای کشتن به همراه داری؟دلتنگی دارم، مرا می‌کشد.🕰🌙🎬-مح...

دردم این است که من بی‌ تو دگراز جهان دورم و بی‌ خویشتنمتا جن...

جایِ قلبم را نمی دانستم، تا اینکه عاشقت شدم!:)🍷✨🎬-صادق هدایت...

نام رمان : آواز شیطانپارت:1(یک روز در هتل)چارلی: خب خب همگی ...

فصل ۲ ( p 19)

بی مناسبت خواستم براتون چندپارتی بزارمم، بده؟ خیلی وقته چندپ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط