{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در حاشیهی نفسهایت

در حاشیه‌ی نفس‌هایت

در شبِ آرامِ نبضت،
من راه می‌روم…
بی‌آن‌که قدم بردارم.
هر تپش، مثل شعری‌ست
که تو بی‌صدا برایم می‌خوانی.

میان سطرهای نگفته،
من تو را حس می‌کنم
نه با لمس، نه با نگاه،
با بودنی که هنوز نامی ندارد.

تو آه می‌کشی
و جهان، یک لحظه مکث می‌کند.
انگار خودش را می‌سپارد
به آنچه ما نمی‌گوییم.

اگر این نبودن،
تا این حد پر از بودن است…
پس عشق، شاید همین
سکوتی‌ست که ما را معنا می‌کند.
#عاشقانه
#amd_msn11
دیدگاه ها (۳)

#طنز_شاد_خنده_دار😜😁 #amd_msn11

*شایدامروز،تقدیرات‌ِخدا را درک‌نکنی**اماروزی‌شُکرگزارِآن‌خوا...

سجاده را پهن کن،دل را زمین بگذار،و بگذار اشک‌هایتشاهد عشق‌با...

روزی، در میان همهمه‌ی روزهای تکراری، با تمام دل‌مشغولی‌های د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط