{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه های شبنم

تمام دیشب باران می بارید...!
تو نبودی
بوی باران را دنبال کردم
در پیچ و تاب لحظه های بارانی
به دستهای تو رسیدم
دستهایت را به صورتم گذاشتم
و زیر موسیقی باران
برایت حرف زدم
گریه کردم
دستهایت بر صورتم بود
عزیزم!
چه کسی می‌تواند چنین نزدیک باشد
و چنین صادقانه دوستم بدارد
وقتی که باران ببارد و
از دور نزدیک‌ترین باشد
بیا و مرا در باران غرق کن...!
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه های شبنم

روانشناسی رابطه عاشقانه های شبنم

روانشناسی رابطه عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

قصد دارم یک ماجرا از یکی از دوستای دانشگاهیم تعریف کنم حتی د...

قرار نبود عاشقش بشم پارت : 7ویو جیمین داخل ماشینداشتم به سمت...

مال گوجو آنقدر طولانی شد که جدا پستش کردم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط