ته مگه چی شده
𝒑𝒂𝒓𝒕:15
ته: مگه چی شده
_« قربان یکی از ادماشو پیدا کردیم هرچیی شکنجش دادیم چیزی نگفت؛ گفت که فقط به شما میگه»(جلوتر میفهمید داستان چیه)
ته: خوب لوکیشنو بفرست خودمو سریع میرسونم ،گوشیو قطع کردم و بعد ۲ دقیقه لوکیشنو فرستاد سریع حاضر شدم و سوار ماشین شدمو حرکت کردم به مکان لوکیشن.»
ویو ا/ت
از خواب بیدار شدم ولی تهیونگو ندیدم از رختخواب پاشدم کل خونه رو گشتم نبود با خودم گفتم شاید رفته باشه بیرون دیگه برای همین بی اهمیت رفتم دوش گرفتم ، یه نیم ساعتی طول کشید اومدم بیرون موهامو خشک کردمو رفتم سراغ خرید هایه دیشبم و لباسا و لوازم آرایشی ها و وسایل دیگه رو درارودم و سر جایه مد نظرم گذاشتم و یدونه از همون لباسا رو برداشتم و پوشیدم
_________________
رفتم توی اشپز خونه تا که غذا درست کنم که یهو دادم افتاد الان دخترا مطمعنن نگرانمن کلی کنسرت داریم که من الان اونجا نیستم مثلاً لیدر و خواننده و دنسر اصلی گروهم منم وای خدا گوشیم آره باید پیداش کنم اون روز که رفتم سوپر مارکت همرام بود ولی اصلا ندیدمش اینجا فک کنم باید تا زمانی که تهیونگ بیاد خونه رو بگردم.»
ویو تهیونگ
بعد ۲ ساعت رسیدم یه انبار متروکه دقیقا همون جایی که مدنظرم بود بردنش جایی دور از شهر ولی خوب خودم ازشون نپرسیدم کجا فقط گفتم چجور جایی باشه (اسلاید دوم چک بشه)،،،،،،سریع رفتم داخل که افرادمو دیدم
ته: کجاس
_«قربان با من بیاین
ته: پشت سره یکی از افرادم رفتم که رسیدیم به یه قسمت مخفی از انباره یهو با یه مرد خونی و زخمی مواجه شدم ،،،،خودشه؟
_«بله قربان»
ته: میتونی بری
_« چشم»
ته: خب ،خب ،انگاری خیلی مشتاق دیدارم بودی ها،، سریع دهنتو باز کن بگو ببینم برای کدوم حرو...مزادهی کار میکردی میخوام بدونم اون رئیس عوضیت کیه که منو لو داده
مرد: ا..ون.... اون.. ل..لئو هس یکیاز همون زیر دستایه قدیمیت...که تویه همهی معموریتات بوده...اونی که بیشتر از..ه...همه بهش اعتماد.. داشتی اون از همه.ی کسایی که میکشتی فیلم داشت البته منو میفرستاد تا مخفیانه مدرک جمع کنم ..اون .اون میخواست انتقام پدرشو ازت بگیره ((( پارتای بعدی میفهمیدکه چرا لئو خواسته انتقام بگیره ))برای همین نشون داد که باوفا بهت میمونه تا بهش اعتماد کنی ،،تویه خرم بهش اعتماد کردی و الان داری تقاص اعتمادتو میگیری مردک خر (( نکته: لئو همون کسیه که توی پارت سه بود اگه یادتون باشه بچه ها،، اون یکی از زیر دستایه تهیونگ بوده که کلا بعد اون روزی که برای ا/ت نگهبان میفرستند غیب میشه))
ته: خودمو کنترل کردم تا بهش چیزی نگم و بعد این که فهمیدم. لئو کجاست بکشمش._____ خب آدرسی چیزی ازش نداری ؟
مرد: داخل نیویورکه ولی هیچ خبری ...از.تو نداره نم.یی دونه توهم ایجایی... ادرسش............................(مثلا گفت کجاس) ولی حواست باشه یوقت نمیری چون قدرتش خیلی زیاد شده میتونه مثل مورچه لهت کنه کیم تهیونگ (خنده)
ته: خفههههه شوووووو،، (با داد) تفنگمو بیاررین
مرد: قول دادین اگه بگم.. نکشیم...پس داری ..چکار میکنی..
ته: تفنگمو گرفتم دستم و منم به سمت مغزش نشونه کردم وگفتم : توهم تقاص اعتمادت به منو با مرگت پس میدی و شلیک کردم.))
ادامه دارد....
قراره خیلی باحال باشه پس برای انرژی بیشتر لایک و کامنت یادت نره گوگولی ❤️🥺 🎀»
ته: مگه چی شده
_« قربان یکی از ادماشو پیدا کردیم هرچیی شکنجش دادیم چیزی نگفت؛ گفت که فقط به شما میگه»(جلوتر میفهمید داستان چیه)
ته: خوب لوکیشنو بفرست خودمو سریع میرسونم ،گوشیو قطع کردم و بعد ۲ دقیقه لوکیشنو فرستاد سریع حاضر شدم و سوار ماشین شدمو حرکت کردم به مکان لوکیشن.»
ویو ا/ت
از خواب بیدار شدم ولی تهیونگو ندیدم از رختخواب پاشدم کل خونه رو گشتم نبود با خودم گفتم شاید رفته باشه بیرون دیگه برای همین بی اهمیت رفتم دوش گرفتم ، یه نیم ساعتی طول کشید اومدم بیرون موهامو خشک کردمو رفتم سراغ خرید هایه دیشبم و لباسا و لوازم آرایشی ها و وسایل دیگه رو درارودم و سر جایه مد نظرم گذاشتم و یدونه از همون لباسا رو برداشتم و پوشیدم
_________________
رفتم توی اشپز خونه تا که غذا درست کنم که یهو دادم افتاد الان دخترا مطمعنن نگرانمن کلی کنسرت داریم که من الان اونجا نیستم مثلاً لیدر و خواننده و دنسر اصلی گروهم منم وای خدا گوشیم آره باید پیداش کنم اون روز که رفتم سوپر مارکت همرام بود ولی اصلا ندیدمش اینجا فک کنم باید تا زمانی که تهیونگ بیاد خونه رو بگردم.»
ویو تهیونگ
بعد ۲ ساعت رسیدم یه انبار متروکه دقیقا همون جایی که مدنظرم بود بردنش جایی دور از شهر ولی خوب خودم ازشون نپرسیدم کجا فقط گفتم چجور جایی باشه (اسلاید دوم چک بشه)،،،،،،سریع رفتم داخل که افرادمو دیدم
ته: کجاس
_«قربان با من بیاین
ته: پشت سره یکی از افرادم رفتم که رسیدیم به یه قسمت مخفی از انباره یهو با یه مرد خونی و زخمی مواجه شدم ،،،،خودشه؟
_«بله قربان»
ته: میتونی بری
_« چشم»
ته: خب ،خب ،انگاری خیلی مشتاق دیدارم بودی ها،، سریع دهنتو باز کن بگو ببینم برای کدوم حرو...مزادهی کار میکردی میخوام بدونم اون رئیس عوضیت کیه که منو لو داده
مرد: ا..ون.... اون.. ل..لئو هس یکیاز همون زیر دستایه قدیمیت...که تویه همهی معموریتات بوده...اونی که بیشتر از..ه...همه بهش اعتماد.. داشتی اون از همه.ی کسایی که میکشتی فیلم داشت البته منو میفرستاد تا مخفیانه مدرک جمع کنم ..اون .اون میخواست انتقام پدرشو ازت بگیره ((( پارتای بعدی میفهمیدکه چرا لئو خواسته انتقام بگیره ))برای همین نشون داد که باوفا بهت میمونه تا بهش اعتماد کنی ،،تویه خرم بهش اعتماد کردی و الان داری تقاص اعتمادتو میگیری مردک خر (( نکته: لئو همون کسیه که توی پارت سه بود اگه یادتون باشه بچه ها،، اون یکی از زیر دستایه تهیونگ بوده که کلا بعد اون روزی که برای ا/ت نگهبان میفرستند غیب میشه))
ته: خودمو کنترل کردم تا بهش چیزی نگم و بعد این که فهمیدم. لئو کجاست بکشمش._____ خب آدرسی چیزی ازش نداری ؟
مرد: داخل نیویورکه ولی هیچ خبری ...از.تو نداره نم.یی دونه توهم ایجایی... ادرسش............................(مثلا گفت کجاس) ولی حواست باشه یوقت نمیری چون قدرتش خیلی زیاد شده میتونه مثل مورچه لهت کنه کیم تهیونگ (خنده)
ته: خفههههه شوووووو،، (با داد) تفنگمو بیاررین
مرد: قول دادین اگه بگم.. نکشیم...پس داری ..چکار میکنی..
ته: تفنگمو گرفتم دستم و منم به سمت مغزش نشونه کردم وگفتم : توهم تقاص اعتمادت به منو با مرگت پس میدی و شلیک کردم.))
ادامه دارد....
قراره خیلی باحال باشه پس برای انرژی بیشتر لایک و کامنت یادت نره گوگولی ❤️🥺 🎀»
- ۲۲۸
- ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط