پدربزرگ یادت هست قوری عتیقه مادربزرگ را شکستماز ترس

پدربزرگ یادت هست؟ قوری عتیقه مادربزرگ را شکستم....از ترس

پدربزرگ یادت هست؟ قوری عتیقه مادربزرگ را شکستم....از ترس در اتاق بالا پشتی خزیده بودم....گفتی چرا دل نگرانی! میبرم بند میزنم، مثل روز اول میشود...حتی بهتر....
حالا این من هستم و روح تکه پاره ام
کجای آسمانها دنبالت بگردم تا این شکسته را بند بزنی...شاید مثل روز اول شود....
دیدگاه ها (۰)

پارت: 27 (بخش4) **زاویه دید: زین**بارون پاییزی شروع شده بود؛...

یک روز آمدی و گفتی، فراموشم کنو من مات و مبهوت مانده بودم،که...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ⁹ ات : از اون تعریف ن...

"تکــه ای از یـک کتـاب "دارم عـق میـزنم، آنقــدر کـه همـه ز...

این روزها، هوای دیدنت چقدر در من بیداد میکند می گویند چشم ان...

سفیر کبیر Grand Ambassador

دیدنِ چند تا ستاره ی گیجوسط روز، اتفاقی نیست"آمدی دیدنم چراغ...

بسم رب المهدی💖با دلی شکسته قلم در جوهر اشکم میزنم و به یاد ع...

(Part21)

میگی بازم کنار همدیگه واژه بچین ؟ راجب چی ؟ باشه بشین چشاتو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط