ادامه
#پارت ۸
[یورا]
تازه سلام علیک کرده بودیم که یهو جینو اومد و نشست کنارم . سعی کردم عادی رفتار کنم ولی نمیشد پس دست میرا رو گرفتم و بردم سمت همون میز چهار نفره که دیده بودم. خوشبختانه هنوز کسی پرش نکرده بود
[جینو]
یورا رو دیدم که تو یه اکیپ نشسته بود رفتم و نشستم پیشش . وای خدا اون دختره نچسب هم اونجاس . ولی چاره چیه مجبورم برم . به خاطر یورا .
وقتی نشستم کنارش احساس عصبانیت و ناراحتیش رو فهمیدم . میخواستم ازش معذرت خواهی کنم که دیدم دست میرا رو گرفت و پاشدن و از سر میز رفتن . سرم رو چرخوندم جلوم . پسره که سر میز نشسته بود خیلی به یورا نگاه میکرد به خاطر همون اومدم و باهاش گرم گرفتم . پسر خوبی بود ولی انگار از یورا خوشش میومد
[سکانس بعد از اینکه از سر میز بلند شدن]
میرا= - یورا =+
-هی داری چیکار میکنی ، داشتم حرف میزدم ناسلامتی . 😒
+ دیدی جینو چیکار کرد ؟ اگه دیده بودی یه دیقه هم اونجا نمیشستی .
- نه ندیدم ، مگه چیکار کرد ؟
(رسیدن سر میز و نشستن رو صندلی )
+اونموقعی که جلوی در پاشنه ام گیر کرد به پل و نزدیک بود بیوفتم جینو از فرصت استفاده کرد.
-چی ؟ یعنی چی که از فرصت استفاده کرد . ؟مثل ادم حرف بزن ببینم چیشد.
+وقتی اومد منو بگیره دستاش رو طوری دورم قفل کرد که بیوفته رو سینه هام . وقتی داشتم میوفتادم تو فکر بودم ، اصلا باورم نمیشه انقدر محکم فشارشون داد که از فکر بیرون اومدم .
- چی ؟ داری شوخی میکنی دیگه اره؟
+میرا ؟ ایا من با تو شوخی دارم ؟ اونم تو این وضعیت ؟
-نه
+خب پس چرا میپرسی ؟
-دیالوگه دیگه . ندیدی تو فیلما اینقدر میگن؟😄
یورا یه لبخند نازی رو لباش اومد که نشون دهنده این بود که از حرف میرا خوشش اومد
اون دوتا (میرا و یورا)داشتن باهم حرف میزن که یه دفعه دیدن یکه از صندلی ها کشیده شد و یه مردی روش نشست اول فکر کردن که جینو و محلی بهش نزاشتن . ولیی....
[یورا]
گرم صحبت با میرا بودم که صدای کشیده شدن صندلی کناریم رو روی زمین شنیدم . فکر کردم جینوعه ،و خب به خاطر همون بهش محل ندادم
ولی صداش که در اومد منو متعجب کرد .
سریع سرم رو بلند کردم که ببینم کیه . و با چیزی که دیدم شوکه شدم .... اره اون همون بود..
The End of part 8🎀🍓
(ناراحت میشم میبینم کسایی که همیشه لایک و کامنت میزارن الان دیگه کامنت نمیزارن🫠🥺 )
[یورا]
تازه سلام علیک کرده بودیم که یهو جینو اومد و نشست کنارم . سعی کردم عادی رفتار کنم ولی نمیشد پس دست میرا رو گرفتم و بردم سمت همون میز چهار نفره که دیده بودم. خوشبختانه هنوز کسی پرش نکرده بود
[جینو]
یورا رو دیدم که تو یه اکیپ نشسته بود رفتم و نشستم پیشش . وای خدا اون دختره نچسب هم اونجاس . ولی چاره چیه مجبورم برم . به خاطر یورا .
وقتی نشستم کنارش احساس عصبانیت و ناراحتیش رو فهمیدم . میخواستم ازش معذرت خواهی کنم که دیدم دست میرا رو گرفت و پاشدن و از سر میز رفتن . سرم رو چرخوندم جلوم . پسره که سر میز نشسته بود خیلی به یورا نگاه میکرد به خاطر همون اومدم و باهاش گرم گرفتم . پسر خوبی بود ولی انگار از یورا خوشش میومد
[سکانس بعد از اینکه از سر میز بلند شدن]
میرا= - یورا =+
-هی داری چیکار میکنی ، داشتم حرف میزدم ناسلامتی . 😒
+ دیدی جینو چیکار کرد ؟ اگه دیده بودی یه دیقه هم اونجا نمیشستی .
- نه ندیدم ، مگه چیکار کرد ؟
(رسیدن سر میز و نشستن رو صندلی )
+اونموقعی که جلوی در پاشنه ام گیر کرد به پل و نزدیک بود بیوفتم جینو از فرصت استفاده کرد.
-چی ؟ یعنی چی که از فرصت استفاده کرد . ؟مثل ادم حرف بزن ببینم چیشد.
+وقتی اومد منو بگیره دستاش رو طوری دورم قفل کرد که بیوفته رو سینه هام . وقتی داشتم میوفتادم تو فکر بودم ، اصلا باورم نمیشه انقدر محکم فشارشون داد که از فکر بیرون اومدم .
- چی ؟ داری شوخی میکنی دیگه اره؟
+میرا ؟ ایا من با تو شوخی دارم ؟ اونم تو این وضعیت ؟
-نه
+خب پس چرا میپرسی ؟
-دیالوگه دیگه . ندیدی تو فیلما اینقدر میگن؟😄
یورا یه لبخند نازی رو لباش اومد که نشون دهنده این بود که از حرف میرا خوشش اومد
اون دوتا (میرا و یورا)داشتن باهم حرف میزن که یه دفعه دیدن یکه از صندلی ها کشیده شد و یه مردی روش نشست اول فکر کردن که جینو و محلی بهش نزاشتن . ولیی....
[یورا]
گرم صحبت با میرا بودم که صدای کشیده شدن صندلی کناریم رو روی زمین شنیدم . فکر کردم جینوعه ،و خب به خاطر همون بهش محل ندادم
ولی صداش که در اومد منو متعجب کرد .
سریع سرم رو بلند کردم که ببینم کیه . و با چیزی که دیدم شوکه شدم .... اره اون همون بود..
The End of part 8🎀🍓
(ناراحت میشم میبینم کسایی که همیشه لایک و کامنت میزارن الان دیگه کامنت نمیزارن🫠🥺 )
- ۴.۴k
- ۰۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط