𝘕𝘢𝘮𝘦:Red Covenant
𝘕𝘢𝘮𝘦:Red Covenant
𝘗𝘢𝘳𝘵:۱۵
جین و هوپ امدن پایین و باقی فیلمو دیدن و همه رفتن خونه ی خودشون
[فرداش]
ویو ته/از اتاقش امد بیرون و با خوشحالی رفت سره میز نشست با اشتها صبحونه میخورد
یورا/اروم خفه نشی
ته/نمیشم
هوپ/ازدیشب حالت..بهتره
ته/مگه حالم چه طوری بود؟
هوپ/یکمی بد بودی ولی از وقتی رفتیم خونه ی کوک و فیلم دیدیم رفتارت عوض شده
یورا/بیینم رفتی خونه ی کوک؟؟
ته/اره بهتون گفته بودم که
یورا/ع اره ولی حق با هوپه ببینم چه اتفاقی افتاده؟؟
هوپ/فکر کنم بعد از اون کاراشونه..
ته/پاشو زد به زانوی هوپ
هوپ/چته؟راست میگم خوب
یورا/چه کاری؟
ته/هیچی مامان ..هوپ میشه اینقدر تو کارای من و کوک دخالت نکنی؟؟خودتم با دختره رل زدی
کارلوس/ابو تف کرد بیرون
کارلوس/جانم؟(تعجب)
هوپ/ ای من دهنتو....
ته/نمیدونستید؟
یورا/نه هوپ؟
هوپ/دختر خوبیه میارمش اشنا شید
کارلوس/اح خدا یکی ازپسرم میره گی میشه یکی هم میره رل میزنه اینجا چه خبره؟؟
ته/عام من برم مدرسه توام بیا
هوپ/نمیمونم تو خونه که😑
ته/اداشو در اورد
هوپ/دمپایی پرت کرد به باسن ته
ته/وحشی
هوپ/امد پیش ته و کفشاشو پوشید
هوپ/بریم
ته/ایش
بعد رفتن تو مدرسه که وسط حیاط هوپ موهای ته رو کشید
ته/وحشی سگ(داد)
هوپ/خیلی بیشعوری
جین/هی کوک اونجا رو ته و هوپ دعواشون شد
کوک/عه وا
رفت پیشون و جداشون کرد
کوک/چی شده
هوپ/کیفو زد تو شکم ته
ته/اخخخ
هوپ/زنگ تفریح بیا کارت دارم ایش
ته/اداشو در اورد
هوپ/ایش
رفت تو کلاس
ته/ایش ایش 🙄
کوک/ چی شده؟؟
ته/هیچی جلوی بابام و مامانم گفتم هوپ با یه دختریه اونم عصبیه😂
کوک/صحیح ببینم حالت بهتره؟
ته/راجبش دیشب؟اره عالیم بریم
کوک/خجالت کشید
ته/خرگوش ماهم باز خجالتی شد دیشب که نبودی
کوک/یادم ننداز....
ته/باشه بریم تو کلاس
کوک/بریم
ویو نویسنده/تهکوک رفتن سره کلاس و مثل همیشه درسو شروع کردن و چند روزی گذشت که حاله کوک خوب نبود یه روز که رفت مدرسه هم جاشو با کناری سوجون عوض کرد هم با ته سرد شد و همش حواسش به درس نبود زنگ دوم که خورد جین رفت پیشه کوک و دستشو گذاشت رو شونش
جین/هی کوک چی شده؟چند روزیه که تو حال و هوای خودتی تا یه حرفم میزنیم فقط میگی اهوم توروخدا بگو چی شده با کریس دعوات شده؟یا با کانگ؟؟
کوک/حرفی نزد و فقط زل زده بود تخته ی کلاس
سوجون/برگشت سمته کوک
سوجون/بگو چی شده
ته/بع کوک همش نگا میکرد و رفت سمتش تا خواست حرف بزنه کوک پاشد
کوک/بدونه اینکه نگا به ته کنه رفت تو غذا خوری و دسر گرفت و خوردش
ته/با هوپ و پسرا رفتن تو غذا خوری
ته/دستشو کوبید به میز
ته/چرا یهویی باهام سرد شدی کوک؟(داد)
کوک/بیخیال نگاش کرد و پاشد بره ته ظرفی که تو دسته کوک بودو گرفت و گذاشت و میز
ته/جون بکن بگو چه مرگته(داد)
کوک/ولم کن بهت ربطی نداره
ته/بابات باهات دعوا کرده اره؟یا اون زنیکه ی پول پرس حرف زده بهت،؟
کوک/گفتم ولم کن(عربده)
ته/حرفی نزد
کوک/همینو میخواستی؟(عصبی)
ته/فقط سعی کردم بفهم چی شده....
کوک/بی زحمت ندون(عصبی)
ظرف دسرشو برداشت و رفت سره یه میزی و ظرفش گذاشت جلوی یه جوآ و بقیه دوستای جوآ و رفت
جوآ/عاااا
هوپ/ته...
ته/ساکت
بعد رفت تو حیاط که دید کوک یه گوشه گوله نشسته و جین و سوجون پیشش هستن و بیخیال شد و رفت تو سالن و توپا رو از حرص پرت میکرد به دیوار
کوک/رفته بود تو حیاط و یه گوشه ای نشست و گریه میکرد
جین/مارو نگران کردی بگو چی شده
سوجون/ما کمکت میکنیم تا اخرش پیشت هستیم تو دلت نمونه
کوک/با بغض بهشون نگا کرد
جین/بچه اون چشمای خرگوشیتو خیس نکن
کوک/بگم هیچ کاری نمیتونید بکنید...(صدای گرفته)
سوجون/میتونیم بگو
کوک/خوب بابام فهمید اون شب با جین و هوپ تو خونه بودیم و داشتیم فیلم وقتی جین و هوپ رفتن من و ته یه کارایی کردیم چند روز بعدش بابام از تو دوربین کارای ما رو دید دعوام کرد و اره دیگه....نمیزاره پیشه ته باشم
[چند روز پیش]
کریس/دروبینا رو چک کرد که با یه صحنه ی بدی رو به رو شد و عصبی شد
کریس/تو...با ته رفتی رو کار(عربده)
کوک/میتونم توضیح بدم
کریس/چیو توضیح بدی ها اینکه چه طوری رفتی رو کار؟(عربده)
یوری/ نشسته بود رو مبل و نیشخنده میزد
کوک/میشه بزاری حرف بزنم بابا؟
کریس/نه از الان ته رو بلاک میکنی هیچ وقتم نمیری پیشش گرفتی(عربده)
کوک/اوهوم(ناراحت)
کریس/برو تو اتاقت
کوک/بدونه هیچ حرفی رفت تو اتاق و کلی گریه کرد
[زمان حال]
کوک/همینا بود(گریه)
سوجون/اوه هوف.عیبی نداره بعدا دوباره خوب میشید الان پاشو بریم به صورتت اب بزن
کوک/باشه
سوجون/افرین
کوک/رفت صورتشو اب زد که به خودش امد و رفت بابقیه بچه ها بازی کرد و زنگ خورد و رفت سره کلاس نشست و درسو شروع کردن
𝘗𝘢𝘳𝘵:۱۵
جین و هوپ امدن پایین و باقی فیلمو دیدن و همه رفتن خونه ی خودشون
[فرداش]
ویو ته/از اتاقش امد بیرون و با خوشحالی رفت سره میز نشست با اشتها صبحونه میخورد
یورا/اروم خفه نشی
ته/نمیشم
هوپ/ازدیشب حالت..بهتره
ته/مگه حالم چه طوری بود؟
هوپ/یکمی بد بودی ولی از وقتی رفتیم خونه ی کوک و فیلم دیدیم رفتارت عوض شده
یورا/بیینم رفتی خونه ی کوک؟؟
ته/اره بهتون گفته بودم که
یورا/ع اره ولی حق با هوپه ببینم چه اتفاقی افتاده؟؟
هوپ/فکر کنم بعد از اون کاراشونه..
ته/پاشو زد به زانوی هوپ
هوپ/چته؟راست میگم خوب
یورا/چه کاری؟
ته/هیچی مامان ..هوپ میشه اینقدر تو کارای من و کوک دخالت نکنی؟؟خودتم با دختره رل زدی
کارلوس/ابو تف کرد بیرون
کارلوس/جانم؟(تعجب)
هوپ/ ای من دهنتو....
ته/نمیدونستید؟
یورا/نه هوپ؟
هوپ/دختر خوبیه میارمش اشنا شید
کارلوس/اح خدا یکی ازپسرم میره گی میشه یکی هم میره رل میزنه اینجا چه خبره؟؟
ته/عام من برم مدرسه توام بیا
هوپ/نمیمونم تو خونه که😑
ته/اداشو در اورد
هوپ/دمپایی پرت کرد به باسن ته
ته/وحشی
هوپ/امد پیش ته و کفشاشو پوشید
هوپ/بریم
ته/ایش
بعد رفتن تو مدرسه که وسط حیاط هوپ موهای ته رو کشید
ته/وحشی سگ(داد)
هوپ/خیلی بیشعوری
جین/هی کوک اونجا رو ته و هوپ دعواشون شد
کوک/عه وا
رفت پیشون و جداشون کرد
کوک/چی شده
هوپ/کیفو زد تو شکم ته
ته/اخخخ
هوپ/زنگ تفریح بیا کارت دارم ایش
ته/اداشو در اورد
هوپ/ایش
رفت تو کلاس
ته/ایش ایش 🙄
کوک/ چی شده؟؟
ته/هیچی جلوی بابام و مامانم گفتم هوپ با یه دختریه اونم عصبیه😂
کوک/صحیح ببینم حالت بهتره؟
ته/راجبش دیشب؟اره عالیم بریم
کوک/خجالت کشید
ته/خرگوش ماهم باز خجالتی شد دیشب که نبودی
کوک/یادم ننداز....
ته/باشه بریم تو کلاس
کوک/بریم
ویو نویسنده/تهکوک رفتن سره کلاس و مثل همیشه درسو شروع کردن و چند روزی گذشت که حاله کوک خوب نبود یه روز که رفت مدرسه هم جاشو با کناری سوجون عوض کرد هم با ته سرد شد و همش حواسش به درس نبود زنگ دوم که خورد جین رفت پیشه کوک و دستشو گذاشت رو شونش
جین/هی کوک چی شده؟چند روزیه که تو حال و هوای خودتی تا یه حرفم میزنیم فقط میگی اهوم توروخدا بگو چی شده با کریس دعوات شده؟یا با کانگ؟؟
کوک/حرفی نزد و فقط زل زده بود تخته ی کلاس
سوجون/برگشت سمته کوک
سوجون/بگو چی شده
ته/بع کوک همش نگا میکرد و رفت سمتش تا خواست حرف بزنه کوک پاشد
کوک/بدونه اینکه نگا به ته کنه رفت تو غذا خوری و دسر گرفت و خوردش
ته/با هوپ و پسرا رفتن تو غذا خوری
ته/دستشو کوبید به میز
ته/چرا یهویی باهام سرد شدی کوک؟(داد)
کوک/بیخیال نگاش کرد و پاشد بره ته ظرفی که تو دسته کوک بودو گرفت و گذاشت و میز
ته/جون بکن بگو چه مرگته(داد)
کوک/ولم کن بهت ربطی نداره
ته/بابات باهات دعوا کرده اره؟یا اون زنیکه ی پول پرس حرف زده بهت،؟
کوک/گفتم ولم کن(عربده)
ته/حرفی نزد
کوک/همینو میخواستی؟(عصبی)
ته/فقط سعی کردم بفهم چی شده....
کوک/بی زحمت ندون(عصبی)
ظرف دسرشو برداشت و رفت سره یه میزی و ظرفش گذاشت جلوی یه جوآ و بقیه دوستای جوآ و رفت
جوآ/عاااا
هوپ/ته...
ته/ساکت
بعد رفت تو حیاط که دید کوک یه گوشه گوله نشسته و جین و سوجون پیشش هستن و بیخیال شد و رفت تو سالن و توپا رو از حرص پرت میکرد به دیوار
کوک/رفته بود تو حیاط و یه گوشه ای نشست و گریه میکرد
جین/مارو نگران کردی بگو چی شده
سوجون/ما کمکت میکنیم تا اخرش پیشت هستیم تو دلت نمونه
کوک/با بغض بهشون نگا کرد
جین/بچه اون چشمای خرگوشیتو خیس نکن
کوک/بگم هیچ کاری نمیتونید بکنید...(صدای گرفته)
سوجون/میتونیم بگو
کوک/خوب بابام فهمید اون شب با جین و هوپ تو خونه بودیم و داشتیم فیلم وقتی جین و هوپ رفتن من و ته یه کارایی کردیم چند روز بعدش بابام از تو دوربین کارای ما رو دید دعوام کرد و اره دیگه....نمیزاره پیشه ته باشم
[چند روز پیش]
کریس/دروبینا رو چک کرد که با یه صحنه ی بدی رو به رو شد و عصبی شد
کریس/تو...با ته رفتی رو کار(عربده)
کوک/میتونم توضیح بدم
کریس/چیو توضیح بدی ها اینکه چه طوری رفتی رو کار؟(عربده)
یوری/ نشسته بود رو مبل و نیشخنده میزد
کوک/میشه بزاری حرف بزنم بابا؟
کریس/نه از الان ته رو بلاک میکنی هیچ وقتم نمیری پیشش گرفتی(عربده)
کوک/اوهوم(ناراحت)
کریس/برو تو اتاقت
کوک/بدونه هیچ حرفی رفت تو اتاق و کلی گریه کرد
[زمان حال]
کوک/همینا بود(گریه)
سوجون/اوه هوف.عیبی نداره بعدا دوباره خوب میشید الان پاشو بریم به صورتت اب بزن
کوک/باشه
سوجون/افرین
کوک/رفت صورتشو اب زد که به خودش امد و رفت بابقیه بچه ها بازی کرد و زنگ خورد و رفت سره کلاس نشست و درسو شروع کردن
- ۳۲۱
- ۰۴ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط