{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝘕𝘢𝘮𝘦:Red Covenant

𝘕𝘢𝘮𝘦:Red Covenant
𝘗𝘢𝘳𝘵:۱
فصل/۲
چند روزی گذشت...

ویو سوهی/تا دید کوک خونه نیست رفت جلوی ایینه که یوری هم امد تو اتاقش که دید جلوی ایینه هستش

یوریع/چیکار میکنی؟؟

سوهی/یه فکری دارم

یوری/چی؟؟

سوهی/بیشتر مردا از سینه های بزرگ خوششون میاد و سینه ی منم کوچولو هستش اصلا معلوم نیست به نظرت برم عمل کنم گنده شه؟؟

یوری/عااا منم سینه هام کوچیکه ولی باباشش خوشش میاد

سوهی/اون باباشه ..کوک اخلاقش به اون نرفته میدونم اگر میرفت عاشقم میشد...ولی به هر حال فردا میرم عمل میکنم

یوری/خودت میدونی جواب نداد نیاییی پیشم هی نق و نوق کنی

سوهی/نه بعدشم باز اون تهیونگ موز امده رفتار کوک بیشتر عوض شده ایشش

یوری/مگه المان نبود؟

سوهی/باز امده کره باید هر جه زودتر مال خودم کنم

یوری/مال خودته ها

سوهی/بیشتر برای خودم بکنم...

یوری/باشه من برم بخوابم

سوهی/باشه

همه رفتن خوابیدن

[فرداش]

ویو سوهی/از خواب پاشد و رفت یه نیم تنه و یه شلوارک پوشید و امد پایین که دید همه سره میزن و رفت پیش کوک نشست

کوک/چپ چپ بهش نگا کرد و یکمی رفت سمته جوآ نشست

سوهی/ام خوب چه خبر؟؟دیشب خوب بود کوک؟

کوک/عا مثل همیشه..

به سوهی نگا کرد که همش سعی میکرد خودشو نشون بده که جوآ از خنده پاره شد

کوک/اونم خندش گرفت و برگشت سمته جوآ و یکی از دستشو زد به شونه ی جوآ خندید

یوری/عاااا چتونه؟

جوآ/خندشو کنترل کرد و پاشد

جوآ/خوب من برم مراقب خودتون باشید مخصوصا تو سوهی تورو کسی ندزده(خنده)

کوک/پاشد

کوک/اره مراقب خودتون باشید منم برم سره کارم بای

بعد با جوآ رفتن تو حیاط


سوهی/رفت پشت پنجره و جوآ و کوکی رو دید میزد

یوری/امد پیشش

یوری/این چه وضعیه..ایششش

سوهی/بهم گیر نده ضایع شدم

یوری/خنده

کوک/خوب جوآ میخوایی ببرمت پیش هوپ؟منم ته رو میبینم

جوآ/باشه

سوار ماشینش شد
کوک/سوار ماشین شد و ماشینو روشن کرد و رفتن تو خونه ی هوپ

هوپ/داشتیم میامدیم شرکت

کوک/من و جناب کیم باید بریم یه جای دیگه جلسه داریم

جوآ/رفت سمته گوش هوپ

جوآ/شرط میبندم میخوان برن یه جای خلوت...اونجا برن رو کار

هوپ/عزیزم؟به ما چه...خوب باشه برید راحت باشید ماهم بریم خرید

جوآ/ایش بریم

کوک/پس جناب ته لباستو بپوش بیا بریم
پایین

ته/حاظرم بریم پایین

کوک/بریم

بعد رفتن سوار اسانسور شدن

ته/دستشو برد تو دسته کوک و قفل کرد و یکمی بهش نزدیک شد

جوآ/از تو در اسانسور داشت حرکتاشونو زیر نظر میگرفت که در اسانسور باز شد و رفتن بیرون و سوار ماشین شدن

جوآ/ایشش نمیشا بهشون بگی بیان با ما هوپ؟

هوپ/ما میخواییم بریم خرید بچه

جوآ/خواهش میکنم🥺🥺پلیز پلیزززز لطفا

هوپ/باشههه

شیشع ی ماشینو زد پایین

هوپ/کوک و ته میایید با ما؟یکمی بریم خرید....بعدا هم میتونید برید سرکار

ته/عااا باشع...

کوک/باشه

هوپ/پس بیایین

کوک/اوکی

نشستن تو ماشین

ته/دستشو برد سمته پای کوک و فشار ارومی بهش وارد کرد

کوک/پاشو کشید اون ور و دستشو برد تو دست تهیونگ قفل کرد

کوک/پیامک داد به تهیونگ

[اوناییی که عکس چت هست اونا حرف های کوک و ته هستن]

هوپ/رسیدیم دیگه پیاده شید

کوک/اوکی

پیاده شدن و رفتن سمته اسانسور

ته/رفت سمته کوک و دستشو گرفت به دست کوک

کوک/چسبید به دیوار و ته هم رفت چسبید به خوده کوک که چند نفر امدن تو اسانسور ..و اسانسور شلوغ شد

کوک/ته رو چسبوند به دیوار و یقه ته رو گرفت و چشماشو بست و لباشو گذاشت رو لبای تهیونگ و همش مک میزد و ته هم همکاری میکرد

جوآ/ ازشون عکس گرفت

جوآ/خوب اینم مدرکم خوب شده هوپی؟؟

هوپ/یسس خوب شده بعدا گفتن نه ما باهم در ارتباط نیستیم اینو نشون بده

جوآ/اوکیی

هوپ/جوجه

جوآ/حیحی

ته/لباشو از لبای کوک جدا کرد و رفت سمته گردن کوکی و پاشو کوبید به پای کوکی که صدای داد کوک رفت هوا..و خوده کوک هم رفت عقب

کوک/اییییی

ته/خودت امدی جلوم میخواستیی نیایی که پام نخوره به پات

کوک/وحشییی

ته/خودتی

از اسانسور امدن بیرون

کوک/ایششش

ته/رف سمتش

ته/ببخشید اخه دیدم جوآ ازمون عکس گرفت برای همین مجبور شدم این کارو کنم دردت گرفت؟

کوک/الهی خیار شی خیاررر

ته/عههه ببخشید خوب...

کوک/رفت تو مغازه و یه سری لباس گرفت

ته/ایش

جوآ/عاا

ته/بریم خرید....

جوآ/بریم..

بعد رفتن یه سری خرید کردن و رفتن سوار ماشین شدن رفتن سره کار و جوآ و هوپی هم رفتن خونه....

ادامه دارد.....
دیدگاه ها (۱۰)

𝘕𝘢𝘮𝘦:Red Covenant𝘗𝘢𝘳𝘵:۲کوک/دید همه سرشون تو کاره دسته ته رو ...

𝘕𝘢𝘮𝘦:Red Covenant𝘗𝘢𝘳𝘵:۲۰پایان فصل/۱ویو ته_/بدونه اینکه بدونم...

الماس من | پارت دومهوا رو به تاریکی می‌رفت و چراغ‌های شهر یک...

𝘕𝘢𝘮𝘦:Red Covenant𝘗𝘢𝘳𝘵:۱۸ویو کوک/ کتشو برداشت و کفشاشو پوشید ...

𝘕𝘢𝘮𝘦:Red Covenant𝘗𝘢𝘳𝘵:۳جیمین/قرصو داد به کوک که یکمی بهتر شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط