💙💙💙💙💙
💙💙💙💙💙
هنوز هم وقتی به نقطهای خیره میشم، ناخودآگاه دنبالِ تکرارِ خاطرهای میگردم که هیچوقت کامل نشد. ما شبیه کتابی بودیم که فصلهای قشنگش رو نانوشته رها کردیم، شبیه راهی که درست در زیباترین پیچش، به بنبست رسید.
دلم میخواست بدونی که هنوز هم، در میانِ تمامِ هیاهویِ روزگار، گوشهای از قلبم برایِ همان ناتمامِ عزیزِ من، خالی مانده است. تو را در تمامِ شعرهایی که نخواندیم، در تمامِ جادههایی که با هم نرفتیم و در تمامِ «ما»هایی که هرگز اتفاق نیفتاد، جستجو میکنم.
اینجا، میانِ حجمِ سنگینِ حسرتها، فقط یک حقیقت باقی مانده: اینکه بعضی از دوستداشتنها، نه تمام میشوند و نه به مقصد میرسند؛ فقط میمانند، جایی میانِ بودن و نبودن، و هر روز، عمیقتر از قبل در جانِ آدم ریشه میدوانند. کاش میشد زمان را به همان لحظهیِ پیش از ناتمام ماندن برگرداند، همانجا که هنوز امیدی برای بودن😔
هنوز هم وقتی به نقطهای خیره میشم، ناخودآگاه دنبالِ تکرارِ خاطرهای میگردم که هیچوقت کامل نشد. ما شبیه کتابی بودیم که فصلهای قشنگش رو نانوشته رها کردیم، شبیه راهی که درست در زیباترین پیچش، به بنبست رسید.
دلم میخواست بدونی که هنوز هم، در میانِ تمامِ هیاهویِ روزگار، گوشهای از قلبم برایِ همان ناتمامِ عزیزِ من، خالی مانده است. تو را در تمامِ شعرهایی که نخواندیم، در تمامِ جادههایی که با هم نرفتیم و در تمامِ «ما»هایی که هرگز اتفاق نیفتاد، جستجو میکنم.
اینجا، میانِ حجمِ سنگینِ حسرتها، فقط یک حقیقت باقی مانده: اینکه بعضی از دوستداشتنها، نه تمام میشوند و نه به مقصد میرسند؛ فقط میمانند، جایی میانِ بودن و نبودن، و هر روز، عمیقتر از قبل در جانِ آدم ریشه میدوانند. کاش میشد زمان را به همان لحظهیِ پیش از ناتمام ماندن برگرداند، همانجا که هنوز امیدی برای بودن😔
- ۵.۸k
- ۲۲ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط