Part⁸ .
Part⁸ .
برگشتم برم اتاق که یهو یه چیزی پرید جلوی صورتم.
از خواب با ترس پریدم و عرق کرده بودم.(فک کردید مثلا واقعیه🤣)
خیلی ترسیده بودم رفتم آب خوردم و برگشتم تو تختم. ضربان قلبم انقدر بالت بود که صداش رو میشنویدم. انگار صدای در اومد.
خیلی ترسیدم که یهو در اتاقم باز شد. جونگکوک؟؟ هااا؟؟
_سلام دارلینگ(بم) نترس بیبی منم
+جو...جونگکوک تو اینجا چیکار میکنی؟؟؟
_ آه عزیزم فقط دلم برات تنگ شده بود
+جونگکوک خوبی؟؟؟؟ چیمیگی؟؟
_هوف بیبی تو مال منی اینو بفهم و از الان دوست دختر منی
+هااااا؟؟؟(از خداتم باشههه) تو آدرس خونه منو از کجا اوردی؟؟؟؟؟
_ گوشیش رو از روی میز برداشتم و قاب گوشیش دو دراوردم.
_وقتی رفتی آب بخوری این ردیاب رو توی گوشیت گذاشتم عزیزم.
دوستان یه چیزی رو بگم. ببینید من نه حمایت میشم نه چیزی پس لطفا بهم فشار وارد نکنید که بیشتر بنویس و زودتر بزار. اصلا شاید همه رو پاک کنم و فقط تکپارتی و اینا بزارم
برگشتم برم اتاق که یهو یه چیزی پرید جلوی صورتم.
از خواب با ترس پریدم و عرق کرده بودم.(فک کردید مثلا واقعیه🤣)
خیلی ترسیده بودم رفتم آب خوردم و برگشتم تو تختم. ضربان قلبم انقدر بالت بود که صداش رو میشنویدم. انگار صدای در اومد.
خیلی ترسیدم که یهو در اتاقم باز شد. جونگکوک؟؟ هااا؟؟
_سلام دارلینگ(بم) نترس بیبی منم
+جو...جونگکوک تو اینجا چیکار میکنی؟؟؟
_ آه عزیزم فقط دلم برات تنگ شده بود
+جونگکوک خوبی؟؟؟؟ چیمیگی؟؟
_هوف بیبی تو مال منی اینو بفهم و از الان دوست دختر منی
+هااااا؟؟؟(از خداتم باشههه) تو آدرس خونه منو از کجا اوردی؟؟؟؟؟
_ گوشیش رو از روی میز برداشتم و قاب گوشیش دو دراوردم.
_وقتی رفتی آب بخوری این ردیاب رو توی گوشیت گذاشتم عزیزم.
دوستان یه چیزی رو بگم. ببینید من نه حمایت میشم نه چیزی پس لطفا بهم فشار وارد نکنید که بیشتر بنویس و زودتر بزار. اصلا شاید همه رو پاک کنم و فقط تکپارتی و اینا بزارم
- ۵۴۵
- ۱۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط