{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#تکپارتی

#تکپارتی
وقتی ازدواج اجباری کردید بعد چهل را//ند ازت جدا میشه"


ویوی جونگکوک:
بعد چهل راند ازش جدا شدم
خسته شده بودم
که دستشو گذاشت رو شکمشو گریش گرفت

ا.ت: خیلی بدی درد دارمممم

جونگکوک: عه؟ پس عمم بود
میگفت ددی تند تر؟

ویو ا.ت:
خجالت زده سرمو انداختم پایین
خاک تو سرم چرا این حرفو زدم
زل زل بهم نگا میکرد

ا.ت: به چی نگا میکنی
دیگه حق نداری بهم دست بزنییییی

جونگکوک: تو زنمی بدنت و خودت
ماله منه هرکاری بخوام میکنم

ا.ت: من زنت نیستممم
ما از رو اجبار ازدواج کردیممم

جونگکوک: اما تو برگه قانونی زنمی

ویو جونگکوک:
ا.ت رو برداشتم بردم حموم
گذاشتمش تو وان اب گرم

ا.ت: برو گمشو بیرون
ازت متنفرممم

وقتی این حرفو زد عصبی شدم
و انگشت فا//کمو کردم توش
که جیغش هوا رفت

جونگکوک: ببینم تو دلت یه را//ند
دیگه میخواد بیب؟

ا.ت: نه نه غلططط کردمممم(با گریه)

انگشتمو دراوردم و بردمش
زیر دوش و بدنشو شستم و یه
حوله پیچیدم دورش و اوردمش
بیرون و لباس تنش کردم و گذاشتمش
رو تخت خودمم کنارش دراز کشیدم

ا.ت: برو کنار

جونگکوک: عصبیم نکن اتتتت
به اندازه کافی جر خوردی ز//یرم
بگیر بخواب

ا.ت: اوهوم باشه ببخشید

جونگکوک: افرین بیبی

ویو ا.ت:
دستشو پیچید دورمو ماشاژم
داد حسه خوبی داشت
هیچی نگفتم که خوابم گرفت و سیاهی

ویو جونگکوک:
دیدم ا.ت خوابیده بغلش کردم
و پتو رو زدم روش و خودمم خوابیدم

جئون اریکا از ویسگون

      ════════"پایان"════════
دیدگاه ها (۰)

#تکپارتیویو جونکوک از ات خیلی بودم عصبی صد بار بهش گفتم با ...

#تکپارتی ویو ات:ماه دیگه با جونگکوک قراره همخوانی جذاب و س﷼س...

وقتی میرید استخر..

part ۴ استاد جذاب من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط