{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جوانیم در این امید پیر شد

جوانیم در این امید پیر شد
نیامدی و دیر شد...
دیدگاه ها (۰)

می‌خواستم از یادم نروی.. از تو نوشتم خط به خط.. از تو سرودم ...

باز امشب گره بر روسری ام می بندم تا نیاید به سرم فکر پریشانی...

- چہ شد در من…؟!نمیدانم !فقط دیدم ، پریشانمفقط يك لحظه فهمید...

‌- یک روز تو را از عمق قصه های هزار و یک شب بیرون می کشم وَ...

نیامدی، دیر شد...

جوانیم در این زمانه دود شدسیگار من روی ، ریه هایم کود شدجوان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط