{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چ شد در من

- چہ شد در من…؟!
نمیدانم !
فقط دیدم ، پریشانم
فقط يك لحظه فهمیدم
كه خیلی دوستت دارم


«عآشقِ حآضر جَوآبی‌ات شُدم!
کِه هیچ دوستت دآرمی رآ
بی‌بوسه نَگذاشتی»
دیدگاه ها (۰)

جوانیم در این امید پیر شدنیامدی و دیر شد...

می‌خواستم از یادم نروی.. از تو نوشتم خط به خط.. از تو سرودم ...

‌- یک روز تو را از عمق قصه های هزار و یک شب بیرون می کشم وَ...

کاش همینی بشه که صائب تبریزی میگه:«آرامش است ؛ عاقبت اضطراب ...

چه شد در من نمی‌دانم فقط دیدم پریشانم فقط یک لحظه فهمیدم که ...

چه شد در من نمی دانمفقط دیدم پریشانمفقط یک لحظه فهمیدمکه خیل...

نمیدانم چگونه عاشقت شدم از دلم برآمدی و نگارت روی دیوار اتاق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط