{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وارث مافیا { پارت 6 }

وارث مافیا { پارت 6 }

همهمه ای میان افراد رستوران پیچیده بود یکی می‌گفت: ا/ت مرده ، یکی دیگه می‌گفت: خودکشی کرده ، دیگری می گفت: دزدیده شده
هر کس چیزی می‌گفت ولی کسی حقیقت رو نمی دونست جونگکوک تا فهمید که ا/ت در رستوران نیست سریع به عمارتش رفت .

( عمارت )

: سریع برید تحقیق کنید که چرا چند روزه بدون اینکه ا/ت به کسی خبر بده ناپدید شده ( جدی ، عصبانی)

افراد: چشم

( عمارت هودونگ )

هودونگ : ا/ت عزیزم ، کجایی ؟

-: اولن من عزیز تو نیستم ، دومن به تو هیچ ربطی نداره که من کجام . ( عصبی)

هودونگ : چون دوست دارم بهت چیزی نمیگم
اگه برام عزیز نبودی کاری میکردم که دیگه اسم خودت هم یادت بره ( جدی )

-: کاری داشتی حالا ؟ ( آروم )

هودونگ : من امشب میرم چین معلوم نیست کی میام اگه بفهمم فرار کردی بد برات تموم میشه، فهمیدی ؟

هودونگ رفت چند دقیقه گذشت که ا/ت ...

ادامه دارد..

خوبه ؟؟
راستی اگه حمایت ها زیاد بشه پارت می‌زارم
دیدگاه ها (۲۰)

لطفاً کپی و بازنشر کنید 🙏🙏🙏

وارث مافیا ( پارت ۵ ) ×: عزیزم خوبی ؟ ( آروم ) -: چند بار بگ...

وارث مافیا ( پارت ۳) که یهو چهره اون فرد رو دید اون فرد کسی ...

آتیشی که از بارون شروع شد part 40ویوی ا. تتوی راه خونه پدر ج...

سناریو بونتن پارت۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط