{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🍁می بینی آخر آن روز🍁

می بینی آخر آن روز از من اثر نباشد
از عشق و خواهش من دیگر خبر نباشد

تا از نبود و بودم حرفی در میان نباشد
تا از جفا و جورت دل در بدر نباشد

لیلای من تو در تب سوزی و کس نباشد
این عاشق تو دیگر مجنون پیکر نباشد

ماند از تو یادگاری شب های زنده داری
در انتظار دیگر چشمی به در نباشد

زخمم نماد روشن از دردهای من شد
آنقدر سوختم تا در من جگر نباشد
#محمد_خوش_بین
دیدگاه ها (۴)

🍁تو که دور باشی در امانم🍁

🌧️گریه می کرد🌧️

🍁شادم که دورم از یارَم🍁

🍁آرزوی پلنگ ها با مرگ🍁

سفر عشق

سناریو ساسونارو✨️『بــر روی بــرج یا در آسمان؟』🪐پارت ششم: ملا...

آوا با وحشت به قامت لرزان جونگکوک نگاه کرد که بالای آن پیکر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط