مالک! بیا که دست علی را وفاق بست
مالک! بیا که دست علی را وفاق بست
دل را معاویه به همین اتفاق بست
تیغ خواص روی رگ گردن علی است
قرآنِ رفته بر سرِ نی، دشمن علی است
در فتنهء مذاکره حرف از ظرایف است
مالک! علیالأصول، علی، خود مخالف است
گاهی عوام جامعه تأخیر میکنند
در بین مصلحتطلبان گیر میکنند
چشم خواص در پی نام معاویه است
در سینهء خواص، نشان معاویه است
تا عمروعاص منتظر حرف و گفتوگوست
منبر شکستهباد اگر اشعری بر اوست
مالک! به هوش باش و کنار علی بمان
میثم! صبور باش و به دار علی بمان
عمار! با اقامهء تبیین قیام کن
تنهاست مرتضی، تو به او یک سلام کن
ده ضربه مانده، جنگ رسیده به انتها
دستت به تیغ باشد و چشمت به مرتضی
مالک! در این میانه تو با مرتضی بمان
از این به بعد منتظر کربلا بمان!
دل را معاویه به همین اتفاق بست
تیغ خواص روی رگ گردن علی است
قرآنِ رفته بر سرِ نی، دشمن علی است
در فتنهء مذاکره حرف از ظرایف است
مالک! علیالأصول، علی، خود مخالف است
گاهی عوام جامعه تأخیر میکنند
در بین مصلحتطلبان گیر میکنند
چشم خواص در پی نام معاویه است
در سینهء خواص، نشان معاویه است
تا عمروعاص منتظر حرف و گفتوگوست
منبر شکستهباد اگر اشعری بر اوست
مالک! به هوش باش و کنار علی بمان
میثم! صبور باش و به دار علی بمان
عمار! با اقامهء تبیین قیام کن
تنهاست مرتضی، تو به او یک سلام کن
ده ضربه مانده، جنگ رسیده به انتها
دستت به تیغ باشد و چشمت به مرتضی
مالک! در این میانه تو با مرتضی بمان
از این به بعد منتظر کربلا بمان!
- ۲۱۸
- ۰۴ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط