مالک ! بیا که دست علی را نفاق بست
مالک ! بیا که دست علی را نفاق بست
دل را معاویه به همین اتفاق بست
تیغ خواص روی رگ گردن علی است
قرآنِ رفته بر سر نی دشمن علی است
در فتنهٔ مذاکره حرف از ظرایف است
مالک ! علی الاصول ، علی خود مخالف است
گاهی عوام جامعه تاخیر می کنند
در بین مصلحت طلبان گیر می کنند
چشم خواص در پی نان معاویه است
بر سینهٔ خواص نشان معاویه است
تا عمروعاص منتظر حرف و گفتگوست
منبر شکسته باد اگر اشعری بر اوست
مالک ! به هوش باش و کنار علی بمان
میثم ! صبور باش و به دار علی بمان
عمار ! با اقامهٔ تبیین قیام کن
تنهاست مرتضی ، تو به او یک سلام کن
ده ضربه مانده ، جنگ رسیده به انتها
دستت به تیغ باشد و چشمت به مرتضی
مالک ! در این میانه تو با مرتضی بمان
از این به بعد منتظر کربلا بمان
#محسن_ناصحی
#مجال #شعرانقلابی
#هنرانقلابی #مذاکره
دل را معاویه به همین اتفاق بست
تیغ خواص روی رگ گردن علی است
قرآنِ رفته بر سر نی دشمن علی است
در فتنهٔ مذاکره حرف از ظرایف است
مالک ! علی الاصول ، علی خود مخالف است
گاهی عوام جامعه تاخیر می کنند
در بین مصلحت طلبان گیر می کنند
چشم خواص در پی نان معاویه است
بر سینهٔ خواص نشان معاویه است
تا عمروعاص منتظر حرف و گفتگوست
منبر شکسته باد اگر اشعری بر اوست
مالک ! به هوش باش و کنار علی بمان
میثم ! صبور باش و به دار علی بمان
عمار ! با اقامهٔ تبیین قیام کن
تنهاست مرتضی ، تو به او یک سلام کن
ده ضربه مانده ، جنگ رسیده به انتها
دستت به تیغ باشد و چشمت به مرتضی
مالک ! در این میانه تو با مرتضی بمان
از این به بعد منتظر کربلا بمان
#محسن_ناصحی
#مجال #شعرانقلابی
#هنرانقلابی #مذاکره
- ۴۰۷
- ۲۹ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط