{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان رویای من

رمان رویای من

فصل دوم

پارت ۲۷

دیانا، لبخندی زدم

ارسلان، درد داره

دیانا، یکم

ارسلان، خوب میشا راستی چیو گفتی

دیانا، حلقه

ارسلان، الان بریم بخریم

دیانا، نمیدونم بریم

ارسلان، خوب بعد بیست دقیقه رسیدیم به طلا فروشی رفتیم تو

دیانا، ارسلان اینا چقدر قشنگه

ارسلان، اوهوم همین خوبه خیلی قشنگم هست ( عکسشو میزارم)

دیانا، بعد اینکه حلقه رو خریدیم رفتیم خونه رو مبل نشسته بودم

ارسلان، رفتم از تو فریزر یخ برداشتم اوردم گذاشتم رو پیشونیش

دیانا، ترسیدم

ارسلان، 😉

دیانا، سرمو گذاشتم رو شونش یه دستمم رو سینش
دیدگاه ها (۷)

عکس حلقه ها

رمان رویای من فصل دوم پارت ۲۸سلام ببخشید یه چند وقت نیستم یک...

سلام بچه ها چطورید ببخشید نبودم بد سرما خوردم تازه یکم اوکی ...

رمان رویای من فصل دوم پارت ۲۵ارسلان، اوکی نشستم پست فرمون رف...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p15 کوک: باشهته د...

رمان

داستان زندگی منپارت:20*چجوری؟کجاهمو دیدین؟+توی آمریکا،یروز ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط