{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

Part

Part۵


هیونجین =اره خوب تومگه زنم نیستی همه زناشون رو اینجوری صدا میکنن
فیلیکس من عاشقتم زندگیمی منو ببخشید (بغض)
فیلیکس =خوب منم دوست دارم(خجالت)
ویو ادمین
که یهو فیلیکس درد بدی زیر شکمش حس کرد
فیلیکس =بب بچه چ. چی ش. شده(بغض و لکنت)
هیونجین =ایلار بابا از رو مامان بیا پایین درد داره (نگران)
ایلار =باجه
فیلیکس= هیونجین دخترم مرد(بغض)
هیونجین = نه عزیزم اون به دونیا اومده
که یهو پرستار با یه نینی کوچولو امد داخل
و نینی رو داد دست هیونجین ورف نینی تا رفت بغل هیونجین اروم شد
و هیونجین نینی رو داد به فلیکس
فیلیکس =ای مامان قربون تو بره عزیزم عشق مامان(ذوق)
ایلار = مامان میجه ابجیلو ببینم ( ذوق و کیوت)
فیلیکس = اره عزیزم بیا اینم ابجیت
ایلار با ذوق با خواهرش بازی میکرد
فیلیکس = هیونجین بچه که لباس نداره عزیزم (ناراحت)
هیونجین = عشقم ناراحت نباش تامن هستم غم نداری بادیگاردا الان هم لباس تورو میارن هم وسایل بچه رو زندگیم
فلیکس = نمیدونم بدون تو باید چیکار میکردم
بادیگارد =ارباب لباس های ارباب جوان و بچه رو اوردیم خدمت شما
هیونجین =باش ممنون (سرد)
بادیگاری رفت
(یکماه بعد)






شرط ها ۱۵تا لایک 👍۱۵تا کامنت بوس بای
دیدگاه ها (۱۱)

سیسیم فالوشه@howng-huynjin

پارت 6(سه سال بعد) هیونجین =۱... ۲....۳ من اومدمبچه ها =بابا...

Part4هیونجین =راست میگی هیونگ همش تقصیر منه اگه من حرف اون ک...

ه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط