{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گهگاهی می توان گم شد؛ مانند غم تنهاییِ نیلوفری گمشده میان

گهگاهی می توان گم شد؛ مانند غم تنهاییِ نیلوفری گمشده میانِ مرداب، جاگذاشتن جوانِ کهنسالی میان عقربه های ایستاده‌ی ساعت و چه غربتی قشنگی دارد، غرق شدن تا عمق عجیب دلتنگی.
دیدگاه ها (۰)

انتقام؟ نه بابا، کارما؟ بیخیال، من تورو سپردم به خودت عزیزم،...

اخیرا زیاد فکر کردم و متوجه شدم لیاقت کسیو دارم که واقعا برا...

تو یه مرحله از زندگیمم که همه چیز داره بهم فشار میاره، از یه...

بدرود با سیاره زمین و درود بر ماتریکس...

میان کوچه می پیچد صدای پای دلتنگیبه جانم می زند آتش غم شبهای...

سلاممم به همگی به این پارت حس خوبی دارم اگه خوندیدن نظرتون ر...

عشق ادایی{پارت آخر}

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط