حضور داری ولی انگار این حضورت همان دیده های من است که فقط
حضور داری ولی انگار این حضورت همان دیده های من است که فقط مردمک اش به سمت چهره ات است، این حضور توست؟ حضوری که تنها به خاطر رفع طمع است و بعد رها کردن، رها کردن موجودی که تو را یک پله بعد از مقدس ترین چیزش میبیند،...نمیدانی زمانی که فقط برای سهل کردن دشواری هایت مرا به بازی میگرفتی در چه حالی بودم، با اینکه میدانستم بعد از کشیدن ذره ذره ی وجودم میروی، هنوز ان را رویا میدیدم، رویایی که در ارزوی این بودم که تمام نشود
- ۴.۴k
- ۲۰ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط