حضور داری ولی انگار این حضورت همان دیده های من است که فقط

حضور داری ولی انگار این حضورت همان دیده های من است که فقط

حضور داری ولی انگار این حضورت همان دیده های من است که فقط مردمک اش به سمت چهره ات است، این حضور توست؟ حضوری که تنها به خاطر رفع طمع است و بعد رها کردن، رها کردن موجودی که تو را یک پله بعد از مقدس ترین چیزش میبیند،...نمیدانی زمانی که فقط برای سهل کردن دشواری هایت مرا به بازی میگرفتی در چه حالی بودم، با اینکه میدانستم بعد از کشیدن ذره ذره ی وجودم میروی، هنوز ان را رویا میدیدم، رویایی که در ارزوی این بودم که تمام نشود
دیدگاه ها (۲)

تکپارتی ` ~ آقازاده ~

name:blue_side در رویایی که ذهنمنوشته بودمش. آه.. در آن رویا...

بادیگارد

پارت49: وی: خوب چی میگه بگو ؟؟؟ من: میشه ازم نخوای بگم؟؟ وی:...

سلام خدای مهربانم نمیدونم چطور شروع کنم بگم حس عجیبی دارم خد...

part40🤍☘️_طی یه حرکت ناگهانی کاسه معجون رو از جیمین گرفت و د...

^فیک جونگکوک^(پارت۷۸)

پارت ۱۶۳ رمان کت رنگی #جونگکوک ساعت ۱۰ شب زودتر از همه اعضا ...

رمان در حسرت اغوش تو5امروز قرار بود خواستگار تعریفی پریسا بی...

فیک کوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط