{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تَنم در وُسعت دنيای پَهناور نمی گنجد

تَنم در وُسعت دنيای پَهناور نمی گنجد
روان سَركِشَم در قالب پِيكر نمی گنجد

مرا اسرار، از اين گفتگو بالاتر است اما
به گوش مردم از اين حرف بالاتر نمی گنجد

مرا خواب آنزمان آيد كه در زير لَحَد باشم
سر پرشور اَندر نرمی بستر نمی گنجد

توانگر را مَخوان در گوش دل اَسرار درويشی
كه در خشخاش، خورشيد بلند اَختر نمی گنجد

نِشان قَبر مَگذاريد بعد از مرگ يَغما را
شهابِ طارمِ اَسرار، در مَقبَر نمی گنجد🖤

#حیدر_یغما 👤🔉
دیدگاه ها (۰)

کو قَطره ی اشکی که به پایِ تو بریزم که بِمانیبی اَسلحه در جَ...

راه رفتن را یاد گرفتیمتا دویدن را بَلَد شویمدویدن را یاد گرف...

من خیلی دلم برایِ بابام تَنگ شده..💔🙃دلتنگی اون زَخمیه ک هیچ ...

موقع رفتن که میشد من سِلاحم گریه بودهر زمان که دست میبُردم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط