{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بر جیب صبرم پنجه زد عشقی گریبان پاره کن

بر جیب صبرم پنجه زد عشقی، گریبان پاره کن
افتاده کاری بس عجب دست گریبان دوز را

کم باد این فارغ دلی کو سد تمنا می‌ کند
سد بار گردم گرد سر عشق تمناسوز را

با آن که روز وصل او دانم که شوقم می‌ کشد
ندهم به سد عمر ابد یک ساعت آن روز را

وحشی فراغت می‌کند کز دولت انبوه تو
سد خانه پر اسباب شد جان ملال اندوز را...

#عاشقانه
#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

چیست قصد خون من آن ترک کافر کیش راای مسلمانان نمی‌دانم گناه ...

تو پاک دامن نوگلی من بلبل نالان توپاک از همه آلایشی عشق من و...

مژده وصل توام ساخته بی تاب امشبنیست از شادی دیدار مرا خواب ا...

سوز تب فراق تو درمان پذیر نیستتا زنده‌ ام چو شمع ازینم گزیر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط