وقتی دارین تو خیابان قدم میزنی و یک پسر از شماره میخواد
وقتی دارین تو خیابان قدم میزنی و یک پسر از شماره میخواد
نامجون : جلوی پسره میبوست
یونگی :میگه هوی عنتر خان یا گورت رو گم میکنی یا شل و پلت میکنم
جیهوپ : میگه هوی چشات رو باز کن این دختر صاحاب داره
جیمین : اعصبانی میشه به پسره لگد میزنه
تهیونگ : جانممم ؟ الان چه گوهی خوردی با داد
جونگکوک :ات از اینجا برو ممکنه صحنه ایی که میخواد اتفاق بیوفته دردناک باشه برات
نامجون : جلوی پسره میبوست
یونگی :میگه هوی عنتر خان یا گورت رو گم میکنی یا شل و پلت میکنم
جیهوپ : میگه هوی چشات رو باز کن این دختر صاحاب داره
جیمین : اعصبانی میشه به پسره لگد میزنه
تهیونگ : جانممم ؟ الان چه گوهی خوردی با داد
جونگکوک :ات از اینجا برو ممکنه صحنه ایی که میخواد اتفاق بیوفته دردناک باشه برات
- ۲۰۲
- ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط