{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی خورشید صورتش لمس میکرد او

وقتی خورشید صورتش لمس میکرد او
عاشق شد!
عاشق گل هایی که زیر نور خورشید می درخشیدن
او انسان گریز بود !.... انسانیت دیگر در دنیا رنگ باخته بود، خار گل ها به اندازه کلماتی که انسان خرج میکرد درنده نبود!
او مسرت را در دنیایی بدون انسان یافته بود⍥⃝
#لئو
دیدگاه ها (۲)

به یاد دارم هنگام غروب آفتاب رادر کنار تو نشستن ها راهنگامی ...

میخواهم لحظه ایگوشه ای بنشینملحظه ای بیندیشم و لحظه ای دور ا...

کفر نمی‌گویم ، ولی با ابلیس موافق گشته ام.اگر در شروع خلقت ،...

می خواهی بدانی امید چیست؟امید نجوایی زیبا در دل است و تبسمی ...

ماهی کوچولو روزهای زیادی کنار نهنگ شنا میکرد و با او هم آواز...

هر کتاب در دل خود دنیایی دارد که نفس می‌کشد، گاهی می‌خندد و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط