سرگیسویتودرمشتگرهخوردهیباد

#سر_گیسوی_تو_در_مشت_گره_خورده_ی_باد

#سر_گیسوی_تو_در_مشت_گره_خورده_ی_باد
خبر از خانه ویران شده در مه می داد

من همان نامه ی نفرین شده بودم که مرا
بارها خط زد و تا کرد ولی نفرستاد

داس بر ساقه ی گندم زدی و بی خبری
آه یک مزرعه در پشت سرت راه افتاد

هر چه فریاد زدم ، کوه جوابم می کرد
غار در کوه چه باشد ؟ : دهنی بی فریاد

داشتم خواب شفایی ابدی می دیدم
که تو از راه رسیدی مرض مادرزاد

بغض من گریه شد و راه تماشا را بست
از تو جز منظره ایی تار ندارم در یاد...
دیدگاه ها (۰)

#سرونوشت‌ـ‌اشتباهپارت ۲﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋رومن رفتنِ او را تماشا ...

تار گیسوی تو درمشت گره خورده ی بادخبر از خانه ی ویران شده در...

تار گیسوی تو درمشت گره خورده ی بادخبر از خانه ی ویران شده در...

سر گیسوی تو در مشت گره خورده ی بادخبر از خانه ی ویران شده در...

سر گیسوی تو در مشت گره خورده ی بادخبر از خانه ی ویران شده در...

سر گیسوی تو درمشت گره خورده ی بادخبر از خانه ی ویران شده در ...

سر گیسوی تو در مشت گره خورده ی بادخبر از خانه ی ویران شده در...

سر گیسوی تو در مشت گره خورده ی بادخبر از خانه ی ویران شده در...

سر گیسوی تو در مشت گره خورده ی بادخبر از خانه ی ویران شده در...

.سر گیسوی تو در مشت گره خورده ی بادخبر از خانه ی ویران شده د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط